لوگو
کد خبر: ۶۳۷

باریخ‌نیوز گزارش می‌دهد:

تنگه هرمز و بزرگ‌ترین ریسک ژئواکونومی ترامپ؛ جهان در آستانه شوک انرژی؟

تنگه هرمز و بزرگ‌ترین ریسک ژئواکونومی ترامپ؛ جهان در آستانه شوک انرژی؟

جهان هنوز به‌طور کامل از تبعات تورم پساکرونا، جنگ اوکراین و بحران زنجیره تأمین خارج نشده و ورود یک شوک جدید می‌تواند ساختار شکننده اقتصاد بین‌الملل را وارد مرحله‌ای خطرناک کند.

به گزارش باریخ‌نیوز، در اقتصاد جهانی، برخی نقاط جغرافیایی تنها یک مسیر ترانزیتی نیستند، بلکه «گلوگاه‌های حیاتی قدرت» محسوب می‌شوند. تنگه هرمز بدون تردید مهم‌ترینِ این گلوگاه‌هاست؛ مسیری که بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند نه‌فقط بازار انرژی، بلکه کل ساختار اقتصاد جهانی را وارد بحران کند.

در ماه‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران، دوباره سناریوی اختلال یا بسته‌شدن تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های بازارهای جهانی تبدیل شده است. نگرانی اصلی اینجاست که اگر تنش‌ها طی ماه‌های آینده کنترل نشود و شرایط به سمت رویارویی شدیدتر حرکت کند، جهان ممکن است با بحرانی روبه‌رو شود که از منظر ژئواکونومی، یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های دو دهه اخیر باشد.

باید توجه شود که منطق اصلی فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران بر پایه «فرسایش اقتصادی» طراحی شده بود؛ یعنی افزایش فشار مالی و محدودیت‌های تجاری تا جایی که تهران پیش از رسیدن شرایط به نقطه بحرانی، حاضر به عقب‌نشینی سیاسی یا توافق شود. در واقع، استراتژی واشنگتن بر این فرض استوار بود که فشار اقتصادی، پیش از آنکه به بحران انرژی جهانی منجر شود، نتیجه سیاسی تولید خواهد کرد.

اما مسئله اینجاست که در فضای ژئوپلیتیکی، زمان همیشه به نفع طراح تحریم‌ها حرکت نمی‌کند. اگر فشارها ادامه پیدا کند و هم‌زمان امکان مدیریت تنش کاهش یابد، همان ابزار فشار می‌تواند به یک ریسک سیستماتیک برای اقتصاد جهانی تبدیل شود.

برخی تحلیلگران سیاسی و اقتصادی غربی نیز در ماه‌های اخیر بر این موضوع تمرکز کرده‌اند که پنجره زمانی مدیریت بحران محدود است. به ‌بیان دیگر، اگر طی ماه‌های آینده مسیر روشنی برای کاهش تنش شکل نگیرد، احتمال ورود بازارها به مرحله «وحشت انرژی» افزایش پیدا می‌کند؛ مرحله‌ای که در آن دیگر مسئله فقط ایران یا آمریکا نخواهد بود، بلکه کل زنجیره تجارت جهانی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

اهمیت تنگه هرمز تنها به نفت محدود نیست. این گذرگاه، ستون فقرات امنیت انرژی آسیا، اروپا و بخش مهمی از اقتصاد صنعتی جهان محسوب می‌شود. اختلال در عبور نفتکش‌ها می‌تواند به جهش شدید قیمت نفت، افزایش هزینه حمل‌ونقل، رشد تورم جهانی و حتی رکود اقتصادی منجر شود. تجربه جنگ اوکراین نشان داد که بازار انرژی تا چه اندازه نسبت به شوک‌های ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیر است؛ حال آنکه بحران احتمالی در هرمز، می‌تواند اثرات گسترده‌تری به همراه داشته باشد.

در چنین سناریویی، آمریکا نیز برخلاف تصور رایج، مصون نخواهد بود. اگرچه واشنگتن طی سال‌های اخیر وابستگی مستقیم کمتری به نفت خاورمیانه پیدا کرده، اما اقتصاد آمریکا همچنان بخشی از شبکه اقتصاد جهانی است. افزایش شدید قیمت انرژی، رشد تورم، فشار بر بازارهای مالی و کاهش رشد اقتصادی، می‌تواند به‌طور مستقیم بر فضای داخلی آمریکا و آینده سیاسی دولت‌ها اثر بگذارد.

از همین زاویه، تنگه هرمز را می‌توان یکی از مهم‌ترین ریسک‌های ژئواکونومی برای دونالد ترامپ دانست. زیرا هرگونه ورود بازار جهانی به فاز بحران انرژی، می‌تواند معادلات سیاسی و انتخاباتی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد. رؤسای جمهور آمریکا معمولاً زمانی در موقعیت آسیب‌پذیر قرار می‌گیرند که اقتصاد داخلی با تورم، افزایش قیمت سوخت و بی‌ثباتی بازارها مواجه شود؛ موضوعی که در حافظه سیاسی رأی‌دهندگان آمریکایی اهمیت بالایی دارد.

اما نکته مهم‌تر این است که «بحران» در عین تهدید، می‌تواند به ابزاری برای توافق نیز تبدیل شود. در روابط بین‌الملل، بسیاری از توافق‌های بزرگ دقیقاً زمانی شکل گرفته‌اند که هزینه ادامه تنش برای همه طرف‌ها بیش از هزینه مصالحه شده است. به همین دلیل، نزدیک‌شدن جهان به آستانه بحران انرژی، می‌تواند هم‌زمان احتمال رسیدن به توافق را نیز افزایش دهد.

در واقع، هرچه ریسک شوک اقتصادی جهانی بیشتر شود، قدرت‌های بزرگ انگیزه بیشتری برای کنترل بحران پیدا می‌کنند. زیرا در شرایط فعلی، اقتصاد جهانی ظرفیت پذیرش یک بحران انرژی گسترده دیگر را ندارد. جهان هنوز به‌طور کامل از تبعات تورم پساکرونا، جنگ اوکراین و بحران زنجیره تأمین خارج نشده و ورود یک شوک جدید می‌تواند ساختار شکننده اقتصاد بین‌الملل را وارد مرحله‌ای خطرناک کند.

به همین دلیل، مسئله امروز فقط اختلاف ایران و آمریکا نیست؛ بلکه رقابت میان «زمان» و «هزینه بحران» است. اگر پیش از رسیدن تنش‌ها به نقطه بحرانی، مسیر سیاسی فعالی شکل نگیرد، بازارها ممکن است وارد دوره‌ای شوند که کنترل آن دیگر آسان نباشد.

اقتصاد جهانی اکنون در وضعیتی قرار گرفته که حتی احتمال یک بحران نیز به‌تنهایی می‌تواند بازارها را دچار نوسان کند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز فقط یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه به نماد شکنندگی نظم اقتصادی جهان تبدیل شده است؛ نظمی که بیش از هر زمان دیگری به ثبات ژئوپلیتیکی وابسته شده است.

گزارش: نرگس پاکدامن

ارسال نظرات
پربحث ترین