لوگو
کد خبر: ۱۵۳

باریخ‌نیوز گزارش می‌دهد:

الحاق کرانه باختری توسط اسرائیل و تهدید صلح در خاورمیانه

الحاق کرانه باختری توسط اسرائیل و تهدید صلح در خاورمیانه

تحولات جاری نشان می‌دهد که صلح در منازعه فلسطین و اسرائیل دیگر صرفاً محصول مذاکرات سیاسی نیست، بلکه به ترکیبی از مدیریت قدرت، ملاحظات امنیتی، نظارت بین‌المللی، بازسازی انسانی و عدالت سیاسی وابسته شده است.

به گزارش باریخ‌نیوز، در هفته‌های اخیر، دولت اسرائیل اقدام به تصویب طرحی کرده است که گام‌های عملیاتی جدیدی برای گسترش کنترل بر کرانه باختری رود اردن برداشته و روندی را آغاز کرده که منتقدان آن را الحاق دوفاکتو (الحاق واقعی و عملی) می‌دانند. این تحولات در بستر بحران جاری نوار غزه و تجربه ناکامی‌های بزرگ در مسیر صلح کلاسیک قرار گرفته و می‌تواند مسیر مدیریت منازعات و چشم‌انداز صلح در منطقه را دگرگون کند.

زمینه و ماهیت طرح جدید اسرائیل

تصمیم اخیر درباره ازسرگیری ثبت اراضی و تغییر وضعیت حقوقی زمین‌ها در کرانه باختری، پس از طی روندهای قانونی در کنست وارد مرحله اجرایی شده است. بر اساس این تصمیم، دولت اسرائیل روند ثبت زمین‌ها را از سر گرفته و بخش‌های وسیعی از این اراضی را تحت عنوان املاک دولتی (State Property) تعریف کرده است. این اقدام همراه با تسهیل خرید زمین توسط شهرک‌نشینان اسرائیلی، عملاً کنترل دولت بر مناطقی را گسترش می‌دهد که طبق توافق‌های قبلی باید بخش‌هایی از آن تحت مدیریت تشکیلات خودگردان فلسطینی باشد.

مقامات اسرائیل این گام را ضروری برای «شفاف‌سازی حقوق مالکیت زمین» و حل اختلافات حقوقی دانسته‌اند، اما بسیاری از تحلیل‌گران آن را گامی به سوی الحاق دوفاکتو و ساختن یک واقعیت جدید در زمین می‌دانند که می‌تواند امکان شکل‌گیری دولت فلسطینی مستقل در چارچوب مرزهای پیش از ۱۹۶۷ را به شدت تضعیف کند.

 واکنش‌ها از منطقه تا جامعه جهانی

این تصمیم با موج واکنش‌های شدید در منطقه و جهان روبه‌رو شده است.

کشورهای عربی و اسلامی از جمله مصر، قطر، اردن، عربستان و ترکیه این اقدام را نقض آشکار قوانین بین‌المللی و تهدیدی برای صلح دانسته‌اند و آن را «خطرناک و برهم‌زننده ثبات و چشم‌انداز حل دو‌دولتی» خوانده‌اند.

سازمان ملل متحد با هشدار نسبت به تضعیف امکان بازگشت به مرزهای پیش از ۱۹۶۷ و نقض قوانین بین‌المللی، خواستار توقف این روند شده است. همچنین اتحادیه اروپا ضمن محکومیت این سیاست‌ها، آن را گامی در «جهت اشتباه» دانسته که می‌تواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی برای روابط دوجانبه داشته باشد.

در سطح داخلی فلسطین نیز، جریان‌های مختلف سیاسی این اقدامات را تهدیدی جدی برای آینده تشکیل دولت فلسطینی ارزیابی کرده‌اند.

تأثیر بر چشم‌انداز صلح و «طرح دو‌دولتی»

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که بحران غزه و تجربه جنگ و آتش‌بس‌های موقت نشان داده‌اند که الگوهای کلاسیک صلح مبتنی بر مذاکراتش سیاسی و توافقات دیپلماتیک نتوانسته‌اند ساختارهای پایدار و عدالت‌محور ایجاد کنند.

طرح‌های جدید در غزه با تمرکز بر مدیریت بحران، سازوکارهای نظارتی و مدیریت قدرت شکل گرفتند؛ اما با ورود موضوع کرانه باختری، این الگوها وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده‌اند. گسترش کنترل اسرائیل در این مناطق، طرح دو‌دولتی را هدف قرار داده و موجب تضعیف پایه‌های آن می‌شود. بخش بزرگی از اراضی که طبق مفاد این راه‌حل باید بخشی از خاک دولت آینده فلسطین باشد، اکنون در معرض تحولات حقوقی و اداری جدید قرار گرفته و فضای سیاسی مذاکرات را به سمت مدیریت واقعیت‌های میدانی سوق داده است.

برخی ناظران این روند را در چارچوب تحولات امنیتی مرتبط با اقدامات گروه‌هایی مانند حماس نیز تحلیل می‌کنند. حملات ۷ اکتبر، شبکه‌های تونلی، عملیات نفوذی و حملات راکتی از جمله عواملی عنوان می‌شود که موجب افزایش نگرانی‌های امنیتی و شکل‌گیری رویکردهای مبتنی بر کنترل میدانی شده است.

 صلح دستوری و مدیریت بحران در رابطه با تجربه غزه

طرح‌های پیشین «صلح دستوری» در بحران غزه، از جمله توقف درگیری‌ها، آزادی گروگان‌ها و برنامه‌های بازسازی انسانی، بیشتر بر مهار فوری بحران و مدیریت پیامدها متمرکز بوده‌اند. این طرح‌ها در کوتاه‌مدت توانسته‌اند سطح خشونت را کاهش دهند، اما در دراز مدت نیاز به مدیریت خرد و داده محور است.

گسترش کنترل بر کرانه باختری، از منظر بسیاری از تحلیلگران، ادامه همان منطق مدیریت قدرت و واقعیت میدانی در صلح دستوری است؛ با این تفاوت که اکنون کل ساختار جغرافیایی و سیاسی منازعه در معرض تغییر قرار گرفته است.

 چشم‌انداز آینده

چند سناریوی محتمل برای تحولات پیش‌رو قابل تصور است:

تشدید تنش و بی‌ثباتی در غزه و کرانه باختری در صورت ناکامی سازوکارهای مدیریت بحران.

تضعیف بیشتر روند دو‌دولتی و تقویت مدل‌های مبتنی بر عدم تقارن قدرت و واقعیت‌های میدانی.

افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای و جهانی در ایجاد مکانیزم‌های جایگزین برای کاهش خشونت و مدیریت بحران.

فرجام سخن

تحولات جاری نشان می‌دهد که صلح در منازعه فلسطین و اسرائیل دیگر صرفاً محصول مذاکرات سیاسی نیست، بلکه به ترکیبی از مدیریت قدرت، ملاحظات امنیتی، نظارت بین‌المللی، بازسازی انسانی و عدالت سیاسی وابسته شده است. فشارهای امنیتی ناشی از تحولات میدانی، همراه با رقابت‌های ژئوپلیتیکی و تغییر موازنه‌های منطقه‌ای، روند تصمیم‌گیری‌ها را تحت تأثیر قرار داده است.

در چنین شرایطی، آینده صلح در منطقه احتمالاً به شکل‌گیری چارچوب‌هایی وابسته خواهد بود که بتواند همزمان به دغدغه‌های امنیتی، مطالبات سیاسی و نیازهای انسانی طرف‌های درگیر پاسخ دهد.

گزارش: آزاده دوست‌الهی/ پژوهشگر مطالعات صلح

ارسال نظرات
پربحث ترین