لوگو
کد خبر: ۲۰۷

گزارش تحلیلی| سالگرد جنگ اوکراین: چرا صلح همچنان دور از دسترس است؟

گزارش تحلیلی| سالگرد جنگ اوکراین: چرا صلح همچنان دور از دسترس است؟

صلح دستوری شاید بتواند آتش جنگ را موقتاً خاموش کند، اما دوام آن تنها زمانی ممکن است که سیاستمداران بتوانند میان هژمونی، عدالت حقوقی و مصالحه واقعی تعادلی پایدار ایجاد کنند.

به گزارش باریخ‌نیوز، چهار سال از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین می‌گذرد و هنوز چشم‌انداز پایان درگیری نامشخص است. فشار قدرت‌های بزرگ، تضاد اهداف راهبردی و روایت‌های ملی، صلح پایدار را به یک چالش جهانی تبدیل کرده و حال بحث این است که چگونه «صلح دستوری» ممکن است موقتاً جنگ را متوقف کند، اما دوام آن به خرد سیاسی و تعادل میان هژمونی و عدالت وابسته است.

۲۴ فوریه ۲۰۲۶ تنها یک سالگرد تاریخی نیست؛ این تاریخ نشان می‌دهد جنگ روسیه و اوکراین وارد پنجمین سال خود شده است. جنگی که در روزهای نخست بسیاری از تحلیلگران آن را یک عملیات کوتاه‌مدت می‌دانستند، اکنون به یکی از پیچیده‌ترین منازعات فرسایشی قرن بیست‌ویکم تبدیل شده و پیامدهای آن فراتر از میدان نبرد، ساختار امنیتی اروپا و حتی نظم جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.

پیام ویدیویی رئیس‌جمهور اوکراین از پناهگاه ریاست‌جمهوری در کی‌یف در چهارمین سالگرد جنگ، همراه با مواضع سخت‌گیرانه رهبران اروپایی، نشان داد که فاصله میان جنگ و صلح همچنان زیاد است. بررسی تحولات چهار سال گذشته نشان می‌دهد موانع پایان جنگ تنها نظامی نیستند، بلکه مجموعه‌ای از عوامل راهبردی، امنیتی، اقتصادی و روانی روند رسیدن به توافق را دشوار کرده‌اند.

تضاد اهداف راهبردی: مسئله پیروزی و شکست

نخستین مانع صلح، تعریف متفاوت دو طرف از نتیجه مطلوب جنگ است. برای مسکو، این منازعه بخشی از رقابت گسترده‌تر با غرب و تلاشی برای جلوگیری از تغییر موازنه امنیتی در مرزهایش تلقی می‌شود. در مقابل، کی‌یف جنگ را نبردی برای بقا، حاکمیت ملی و جلوگیری از تکرار تهدیدهای آینده می‌داند. چنین شکافی باعث شده هر توافق احتمالی به سرعت در داخل یکی از دو کشور به عنوان عقب‌نشینی یا شکست تعبیر شود.

ناتو، مهم‌ترین برگ چانه‌زنی در مذاکرات آینده

موضوع عضویت احتمالی اوکراین در ساختارهای امنیتی غربی یکی از اصلی‌ترین گره‌های سیاسی جنگ است. روسیه این مسئله را تهدیدی مستقیم علیه عمق راهبردی خود می‌داند و از آغاز جنگ تلاش کرده آن را به محور مذاکرات تبدیل کند. در عمل، تداوم فشار نظامی و حفظ برخی مناطق تحت کنترل می‌تواند ابزاری برای کسب امتیاز سیاسی در آینده باشد.

در مقابل، برای اوکراین و بسیاری از دولت‌های اروپایی، تضمین امنیتی بدون همکاری نظامی با غرب کافی به نظر نمی‌رسد. همین تضاد باعث شده مسئله بی‌طرفی احتمالی اوکراین به یکی از پیچیده‌ترین موضوعات مذاکراتی تبدیل شود؛ زیرا هر توافقی در این زمینه می‌تواند به عنوان امتیاز بزرگ به یکی از طرفین تعبیر شود.

اروپا میان هزینه جنگ و نگرانی امنیتی

کشورهای اروپایی اکنون جنگ را صرفاً یک بحران منطقه‌ای نمی‌بینند، بلکه آن را آزمونی برای امنیت کل قاره تلقی می‌کنند. ادامه حمایت مالی و نظامی از اوکراین نشان‌دهنده نگرانی از پیامدهای ژئوپلیتیکی عقب‌نشینی است. با این حال، فشارهای اقتصادی، بحران انرژی و خستگی افکار عمومی نیز در حال افزایش است.

در این میان باید توجه کرد که اروپا در یک پارادوکس قرار گرفته است؛ ادامه جنگ هزینه‌زا است، اما پایان سریع آن بدون تضمین امنیتی می‌تواند بی‌ثباتی بلندمدت ایجاد کند. همین دوگانگی، تصمیم‌گیری سیاسی را کند و محتاطانه کرده است.

اقتصاد جنگ و فرسایش تدریجی

چهار سال نبرد نشان داده هر دو طرف توانسته‌اند خود را با شرایط جنگی تطبیق دهند. تغییر مسیر تجارت انرژی، افزایش تولید نظامی و اتکای اوکراین به کمک‌های خارجی مانع از فروپاشی اقتصادی شده است. زمانی که اقتصادها قادر به تحمل جنگ باشند، انگیزه فوری برای مصالحه کاهش می‌یابد.

به طور تاریخی، جنگ‌های فرسایشی معمولاً زمانی پایان می‌یابند که یکی از طرفین شکست نظامی آشکار، بحران داخلی شدید یا فشار اقتصادی غیرقابل تحمل را تجربه کند که البته این شرایط هنوز به طور کامل شکل نگرفته است.

روایت‌های ملی و مانع روانی صلح

عامل مهم دیگر، روایت‌های ملی شکل‌گرفته در طول جنگ است. در یک سو، جنگ به عنوان مقاومت در برابر فشار خارجی معرفی می‌شود و در سوی دیگر به عنوان دفاع از استقلال ملی. این روایت‌ها فضای افکار عمومی را نسبت به مصالحه حساس کرده و انعطاف سیاسی رهبران را محدود ساخته است.

نمادهایی مانند پیام از پناهگاه ریاست‌جمهوری یادآور روزهای نخست جنگ هستند و نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی ایفا می‌کنند، اما همزمان عقب‌نشینی سیاسی را دشوارتر می‌سازند.

سه سناریوی پیش‌رو

از منظر آینده‌پژوهی می‌توان سه مسیر اصلی برای آینده جنگ متصور شد. نخست، ادامه وضعیت فرسایشی کنونی که در کوتاه‌مدت محتمل‌ترین گزینه است. دوم، آتش‌بس بدون توافق سیاسی نهایی که می‌تواند به شکل‌گیری یک منازعه منجمد منجر شود. سوم، توافق امنیتی گسترده‌تر میان روسیه و غرب که نیازمند تغییرات سیاسی یا فشارهای اقتصادی جدی‌تر خواهد بود.

فرجام سخن

تجربه جنگ اوکراین نشان می‌دهد صلح در جهان معاصر بیش از آنکه نتیجه توافقی داوطلبانه باشد، حاصل توازن میان فشار قدرت‌ها، محاسبات امنیتی و خرد سیاسی است. «صلح دستوری» شاید بتواند آتش جنگ را موقتاً خاموش کند، اما دوام آن تنها زمانی ممکن است که سیاستمداران بتوانند میان هژمونی، عدالت حقوقی و مصالحه واقعی تعادلی پایدار ایجاد کنند.

گزارش: آزاده دوست‌الهی/ پژوهشگر مطالعات صلح

ارسال نظرات
پربحث ترین