لوگو
کد خبر: ۸۲۸

علی بیگدلی در گفت‌و‌گو با باریخ‌نیوز مطرح کرد:

تمایل پنهان و آشکار تهران و واشنگتن به توافق/ آزادی پول های بلوکه شدن ایران می تواند پیش شرط توافق باشد/نباید از دو مرحله‌ای شدن توافق واهمه داشت

تمایل پنهان و آشکار  تهران و واشنگتن به توافق/ آزادی پول های بلوکه شدن ایران می تواند پیش شرط توافق باشد/نباید از دو مرحله‌ای شدن توافق واهمه داشت

کارشناس مسائل آمریکا گفت: سفر اخیر آقایان قالیباف و عراقچی به قطر نشان می‌دهد که ایران به یک برداشت درستی برای رسیدن به توافق رسیده و طولانی شدن این روند و مکاتبات نشان می‌دهد که طرفین به دنبال رسیدن به توافق هستند.

به گزارش باریخ نیوز، ایران و آمریکا با وجود گذشت بیش از ۶۰ روز از آتش بس و مکاتبات و مذاکرات آشکارو پنهان هنوز به توافقی دست پیدا نکرده‌اند و تهران و واشنگتن درصدند تا نهایت خواسته‌ها و شروط خود را مطرح و در توافق بیاورند.

حال اینکه سایر کشورها نیز موافق چنین مسیری برای رسیدن طرفین به توافق هستند و باید دید ایران و آمریکا تا چه میزان در مسیر توافق قدم بر می‌دارند و اساسا چه شاهد اعلام توافق میان پایتخت‌ها خواهیم بود. از همین رهگذر «باریخ نیوز» در باب تحولات میان ایران و آمریکا و حواشی آن با علی بیگدلی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل آمریکا به گفت‌وگو نشسته است که به شرح زیر از نظرتان می‌گذرد:

خبرهای مختلفی در باب تفاهم و توافقات اولیه میان ایران و آمریکا مطرح می شود؛ اساساً با توجه به خواسته‌‌های طرفین  و اختلافات موجود چه میزان می‌توان به توافق میان تهران و واشنگتن امیدوار بود؟

بیگدلی: معتقدم هر دو طرف مذاکرات، در داخل با مشکلاتی روبرو هستند. آنچه هم‌اکنون در حال عملی شدن است اینکه دیگر ترامپ هم آمادگی ادامه جنگ ندارد و فشارهای داخلی بر او بسیار زیاد است. لذا این دیپلماسی پنهان و آشکاری  که صورت می‌گیرد نشان می‌دهد هر دو طرف تمایل دارند به یک توافقی برسند. منتها محتویات توافق هنوز مشخص نیست و من فکر می‌‌کنم این توافق دو مرحله‌ای شود و دولت ایران نباید واهمه‌ای از دو مرحله‌ای شدن توافق داشته باشد.

من در جای دیگری هم گفتم که ما می‌توانیم تنگه هرمز را باز کنیم و آنها نیز محاصره دریایی را بردارند و بعد در مورد سایر مسائل مذاکره کنیم. ادامه بستن تنگه هرمز نیز شاید باعث شود که ناتو هم برای بازگشایی تنگه به ائتلاف آمریکایی بپیوندد. لذا سفر اخیر آقایان قالیباف و عراقچی به قطر نشان می‌دهد که ایران به یک برداشت درستی برای رسیدن به توافق رسیده و طولانی شدن این روند و مکاتبات نشان می‌دهد که طرفین به دنبال رسیدن به توافق هستند. آمریکا باید مقداری از دارایی‌های مسدود شده ایران را باز کند که ما هم بتوانیم پاسخ نیازهای اقتصادی داخلی را بدهیم. بنابراین عاقلانه است که اگر ایران آمادگی باز کردن تنگه هرمز را داشته باشد و آنها نیز محاصره دریایی را بردارند، مقداری از پول‌های بلوکه شده ما را آزاد کند و این موارد به عنوان پیش شرط در نظر گرفته شود و در مراحل بعدی به مذاکرات هسته‌ای برگردیم. هر چند که ممکن است دخالت چین نیز در این کار بسیار موثر باشد. بخصوص اینکه سفر شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان به چین نیز بسیار سازنده و موثر بود.

لذا مذاکرات جان جدیدی گرفته و این باعث خوشحالی است و امیدواریم ادامه پیدا کند. بر هر دو طرف نیز واجب است که این شرایط ادامه پیدا کند. اسرائیل نیز بدون اجازه آمریکا کاری نمی‌کند و حتی بعضاً سردی روابطی را نیز میان ترامپ و نتانیاهو شاهد هستیم. نتانیاهو نیز از پایان جنگ و بازگشت به خانه می‌ترسد؛ چراکه در اولین اتفاق کابینه‌اش سقوط می‌کند و 3 پرونده جداگانه در دادگاه دارد که بر مبنای آن خودش و همسرش باید به زندان بروند. بنابراین فکر می‌کنم جدایی از نتانیاهو توسط ترامپ تا حدودی او را سمت ایران کشانده  و علاقانه‌تر فکر می‌کند.

نقش میانجی‌هایی چون پاکستان یا چین  را در ایجاد بستری برای توافق چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بیگدلی: مسئله پاکستان  و میانجی‌گری این کشور شاید به تنهایی از ارزش کمی برخوردار باشد؛ اما زمانی ارزش پیدا می‌کند که بعد از سفر ترامپ و پادرمیانی که چین کرده، نقش پاکستان نیز پر رنگ‌تر شده است. مخصوصا پس از آنکه آقای قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین انتخاب شد، ارزش آن مشخص گردید. ایران می تواند از برگ چین به عنوان میانجی موثر استفاده کند. چین هم واسطه خوبی است؛ یک دیپلماسی نرم در همه موارد دارند و قابل اعتمادتر هستند، تغییر سیاست نمی‌دهند  و ثابت قدم هستند و بر خلاف آمریکا و پوتین بیشتر قابل اعتماد هستند.  لذا به نظر می‌رسد که چین قدم‌های مصصمی را در این مسیر بر میدارد.

نقش و تاثیر کشورهای منطقه مثل قطر یا عمان را در مسائل میان ایران و آمریکا چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بیگدلی: این کشورها دو هدف دارند. نخست؛ اینکه احتمالاً خود ترامپ تحریک کرده که این کشورها پادرمیانی کنند و دوم اینکه سطح توقع‌شان و امیدواری‌شان از ترامپ و آمریکایی‌ها کاهش پیدا کرده  و می‌دانند باید با ایران زندگی کنند.

حال شاید مسئله سوم این باشد که بحران کنونی که در منطقه وجود دارد، تاوانش را این کشورها پرداخت می‌کنند. این موضوعی است که اجازه نمی‌دهد این کشورها سرمایه‌گذاری جدیدی داشته باشند. مثلاً اینکه عربستان سعودی در پی سرمایه‌گذاری هنگفت است با این شرط جلو آمده که با پادرمیانی این کشورها  جنگ تمام شود. آمریکایی‌ها هم از این استقبال کردند که جنگ را متوقف یا تمام کنند؛ چراکه نمی‌توانند از سرمایه خود در منطقه استفاده کنند. لذا وقتی تکه‌های پازل را کنار هم می‌گذاریم می‌بینیم که به سمت نوعی عقلانیت سیاسی حرکت می‌کنیم. ایران نیز مشکل دارد و بیکاری و مشکلات اقتصادی جامعه ایران به سمتی می‌کشد که نهایتاً به توافق دست پیدا کند.

منبع : باریخ نیوز
ارسال نظرات
پربحث ترین