باریخ نیوز گزارش میدهد:
اوکراین و صلح دستوری؛ چرا ارائه تعریف نوین از صلح لازم است؟
بحرانهای نوین نشان میدهند که مفهوم صلح نیز نیازمند تعریف نوینی است که با ترکیب قدرت یا هژمونی، همکاری و خرد سیاسی برای تحقق صلح نسبی ضروری است.
به گزارش باریخنیوز، حمله نظامی روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، فراتر از یک نزاع منطقهای، به آزمونی برای بازاندیشی در مفهوم صلح در جهان معاصر تبدیل شد. این جنگ نه تنها ناشی از اختلافات بر سر قلمرو و امنیت منطقهای است، بلکه پیامدهای گسترده سیاسی، اقتصادی و نظامی داشته است. اوکراین از همان ابتدا برای حفظ تمامیت ارضی خود در برابر حمله روسیه ایستادگی کرد و تلاشها برای توقف درگیری و مذاکره تحت شرایطی پیچیده و نامتعادل ادامه دارد.
صلح دستوری و فشار هژمونیک
پژوهشهای اخیر در مطالعات صلح نشان میدهند که توافق یا توقف درگیری مانند اغلب موارد در گذشته، مبتنی بر همکاری داوطلبانه طرفین نیست. در بسیاری از بحرانهای معاصر، فشارهای بیرونی، ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی، مسیر صلح را شکل میدهند. این نوع صلح که در ادبیات علمی به عنوان صلح دستوری یا Coercive Peace شناخته میشود، نتیجه اعمال قدرت است و اساساً توافق آزادانه طرفین درگیر در یک منازعه به حساب نمیآید.
در جنگ اوکراین، این مفهوم به وضوح دیده میشود که قدرتهای هژمونیک، با استفاده از ابزارهای فشار، سعی دارند فرآیند توقف درگیری و مصالحه را هدایت کنند. این روند نشان میدهد، صلح ممکن است حاصل شود، اما ویژگی آن موقت و شکننده است و تداوم آن به مدیریت خردمندانه، ساختارهای حقوقی، دیپلماتیک و به تعادل میان فشارها بستگی دارد.
محدودیتهای نظم جهانی
تجربه بحران اوکراین آشکار میکند که نظم جهانی مبتنی بر قواعد بینالمللی، حتی تحت رهبری قدرتهای بزرگ، در عمل اغلب به ابزاری برای اعمال نفوذ تبدیل شده است. فشارهای سیاسی، اقتصادی، اعمال قدرت هژمونیک و تهدیدهای بینالمللی جایگزین همکاری داوطلبانه کشورها شده و توافقات حاصل، غالباً موقت و شکنندهاند و تداوم این وضعیت نیازمند بازاندیشی در مفهوم صلح و نحوه اعمال آن در عرصه جهانی بوده است.
رقابت قدرت و فناوری
در جنگ اوکراین، فناوریهای نظامی و ادوات پیشرفته نقش مهمی در تعادل قدرت دارند، اما این ابزارها خود تضمینکننده صلح پایدار نیستند. آنها میتوانند فشار هژمونیک را تقویت کرده و امکان توقف موقت درگیری را فراهم کنند، اما برای تثبیت توافق و تبدیل آن به صلح نسبی، تصمیمگیری خردمندانه و مدیریت متوازن سیاسی و اقتصادی ضروری است.
سناریوهای آیندهپژوهانه
با توجه به روندهای جاری و تحلیلهای علمی میتوان سه مسیر محتمل برای آینده نظم جهانی و صلح در اوکراین را متصور شد:
۱.مسیر مصالحه ساختیافته
گفتگوهای چندجانبه با مشارکت طرفها و اعمال فشارهای مشخص، ممکن است منجر به توافقی شود که ترکیبی از صلح دستوری و مشارکت نسبی طرفین باشد. این روند میتواند گام اول برای حرکت به سوی صلح مشارکتیتر باشد.
۲. تثبیت آتشبس طولانیمدت
در این سناریو، فشارها و واقعیتهای میدانی ممکن است به توقف موقت درگیریها منجر شوند، بدون اینکه صلح عمیق و حقوقمحور برقرار شود.
۳. فرسایش و بحران ممتد
ادامه منازعه و مصالحههای جزئی میتواند منجر به بیثباتی مزمن شود که در نهایت درگیریهای پراکنده، اقتصاد جهانی بلوکی و رقابت نظامی و تکنولوژیک افزایش مییابد و توافقها در این شرایط موقت و شکننده باقی میمانند.
صلح، خرد و سیاستمداران خردمند
تحقیقات آیندهپژوهانه و نظریههای کلاسیک حل تعارض، بر این نکته تأکید دارند که صلح واقعی فراتر از توقف نظامی است. سطح نظامی، سیاسی و اجتماعی– هویتی باید همزمان با هژمونی خردمندانه مدیریت شود. دستیابی به توافق پایدار نیازمند حضور سیاستمداران خردمند و آگاه است که بتوانند میان فشار هژمونیک، دیپلماسی و مصالحه واقعی تعادل برقرار کنند. این همان نگاه افلاطونی است که برای تدبیر امور، حاکمان خردمند را میطلبد تا پلی بین خرد و عدالت و صلح دستوری برای مدیریت بحرانها داشته باشند.
فرجام سخن
جنگ اوکراین تجربهای روشن از شرایط معاصر است تا نشان دهد صلح در دنیای امروز مفهوم جدیدی را در بر دارد. «صلح دستوری» میتواند به طور موقت به درگیری ها پایان دهد، اما پایداری، دوام و نگاهداشت آن بستگی به سیاستمداران خردپیشه و عدالت محور دارد تا در حفظ ساختارهای حقوقی و دیپلماتیک بکوشند.
بحرانهای نوین نشان میدهند که مفهوم صلح نیز نیازمند تعریف نوینی است که با ترکیب قدرت یا هژمونی، همکاری و خرد سیاسی برای تحقق صلح نسبی ضروری است.
گزارش: آزاده دوستالهی/ پژوهشگر مطالعات صلح