لوگو
کد خبر: ۳۷۰

یادداشتی از مهدی مطهرنیا:

ایران به شجاعت نیاز دارد! «نقطه تعادل»، «پارادوکس تعادل»

ایران به شجاعت نیاز دارد! «نقطه تعادل»، «پارادوکس تعادل»

حل پارادوکس تعادل در گرو انجام اقدام شجاعانه معطوف به خروج از وضعیت بحران تصمیم‌گیری است.

به گزارش باریخ نیوز، مهدی مطهرنیا، رئیس اندیشکده آینده‌اندیشی سیمرغ طی یادداشت تحلیلی به لزوم وجود نقطه تعادل در اشاره و به تشریح ابعاد پارادوکس تعادل پرداخته که به شرح زیر از نظر می‌گذرد:

ارسطو در فلسفه خود یودایمونیا Eudaimonia دارد که به فارسی عبارت است از:

خوب زیستن با شیوه خوب کار کردن معنا می‌شود. اما، تعریف آن عبارت است از: به فضیلت و سعادت ناشی از آن فضیلت دست یافتن از طریق به اعتدال رفتار کردن است.

بنابراین معنا و تعریف فضیلت و سعادت به همراه به اعتدال رفتار کردن اهمیت بنیادی دارند. در فلسفه ارسطو فضیلت متوجه دانایی و حکمت است و سعادت بشر در رسیدن به آن است که متاثر از فلسفه افلاتونی است. این بخش در عین اهمیت از نظر کارکردی اصالت نپارد. اما، بخش دوم یعنی خوی کارکردن به معنی به اعتدال رفتار کردن از اهمیت بنیادی برخوردار است.

به بیانی دیگر برای فضیلت و دستیابی به سعادت هر فرد یا مجموعه‌های متشکل از افراد بنابر خواست و اراده خود متوجه مصادیق معینی است، اما، در باب خوب کارکردن در مقام بخش دوم کوژیتو یعنی «خوب کارکردن» معنای معینی بروز می‌کند. این پرسش حیاتی یا کلیدی می‌شود که: خوب کار کردن به چه معنایی است؟

پاسخ ارسطو آن است که خوب کار کردن یعنی به اعتدال رفتار کردن! پرسش منطقی بعدی آن است که خوب کارکردن به چه معنایی است؟ در پاسخ می‌گوییم به اعتدال رفتار کردن، یعنی حد وسط افراط و تفریط؛ اما این باز پایان فهم و پروسه تبدیل آن به ادراک نیست. پرسش بعدی آن است که حد وسط افراطی تفریط کجا است؟ پاسخ آن است که با منطق قیاسی یا استقرائی نمی‌توان آنرا دریافت، از این رو به تمثیل نیازمندیم. از این رو می‌گویند حدوسط خساست و ولخرجی، مقتصد بودن است. حد وسط زشتی و زیبایی، خوشگل بودن است. حدوسط تندروی و کندروی، میانه‌روی است. به همین سیاق و با همین معنا حدوسط بی باکی و زبونی، شجاع بودن است.

فلسفه ارسطو در این شاکله و با این محتوا، متوجه مفهوم «حد وسط» است. در این منطق شجاعت یعنی به موقع فریاد زدن و در موقع سکوت کردن! به موقع هجوم آوردن و به موقع عقب نشستن! هرکدام از این‌ها به موقع انجام نشود خلاف عقلگرایی و عملگرایی متوجه دستیابی به سعادت است.

در این چشم‌انداز در بسیاری موارد عقب‌نشینی و یا سکوت عین شجاعت و خلاف آن بلاهت است و به عکس آن نیز می‌تواند مورد عنایت واقع شود.

تشخیص زمانه اقدامات معطوف به نیک‌زیستی ناشی از رفتار و کنش معتدلانه اهمیت فراوانی دارد. اینکه به موقع نقطه تعادل میان بی‌باکی و زبونی را بیابی؛ به موقع فریاد زنی یا به موقع سکوت کنی، به موقع بایستی و به موقع بگریزی؛ از اهمیت در پیدا کردن موقعیت (شجاعت) یا (اقدام شجاعانه) برخوردار است.

بایسته است فرد، افراد، جمعیت‌ها و جوامع، دولت‌ها و دولتمردان و … این نقطه تعادل را بازیابند تا در این مسیر حصول به نتایج معین ناشی از اقدام بخردانه و متعادل حاصل آید.

بسیاری از جوامع در اوج قدرت با عدم شناسایی این نقطه تعادل دچار بحران‌های بزرگ، شکست‌ها و حتی نابودی‌های تاریخی شده‌اند و اساساً ملت‌ها و دولت‌های فراوانی در معرض خطر قرار گرفته‌اند.

ایران امروز همانگونه که قبلاً بیان شده است دچار بحران تصمیم‌گیری در یافتن این نقطه تعادل است. هرگونه بازسازی این نقطه تعادل و اراده بسیار قدرتمند در انجام عمل درست در این میان از اهمیت حیاتی برخوردار است.

این بازیابی و بازسازی «نقطه تعادل» خود نیازمند بازیافت شجاعت به جای دو نقطه افراطی بی‌باکی و نقطه تفریطی زبونی است. اینجا است که مسأله اساسی به نام «پارادکس تعادل»، بروز پیدا می‌کند.

«پارادکس تعادل» محصول درگیر شدن در انجام اقدامی شجاعانه در پیدا کردن «نقطه تعادل» شجاعانه در حل و فصل بحران‌ها و ابربحران‌ها است تا به فاجعه تبدیل نشوند.

حل پارادوکس تعادل در گرو انجام اقدام شجاعانه معطوف به خروج از وضعیت بحران تصمیم‌گیری است.

ایران امروز نیازمند اقدامی بس شجاعانه در رهبری و مدیریت وضعیت کنونی برای جلوگیری از فاجعه‌های محتمل آینده است.

ارسال نظرات
پربحث ترین