یادداشتی از مهدی مطهرنیا:
سیمرغ و ققنوس؛ خدای ایران زمین زنده است
ققنوس از دل آتش به جان افتاده به جان برمیخیزد؛ و افسانهگونه با گردافشانی امید و عمل در زیر بال خود دانههای پربار رویشهای نو را در دل خاکستر موجود میکارد تا نور دوباره تولد، و به سرعت گسترش یابد.
به گزارش باریخ نیوز، مهدی مطهرنیا، رئیس اندیشکده آیندهاندیشی سیمرغ طی یادداشتی به تحلیل نماد سیمرغ و ققنوس با محوریت اتحادگرایی و آینده ایران پرداخته که به شرح زیر از نظر میگذرد:
ما ایرانیان در ادبیات پرگستره و برازنده خویش، دو نماد سیمرغ و ققنوس داریم. سیمرغ نماد اتحادگرایی کثرتِ آدمیان خردمند و نجیب، برای قدرتیابی در قالب جماعت دانا، پراراده، و شریفی است که رنج رفتن به قاف را برای رسیدن به گنج زندگی شریفانه در پرتو رسیدن به روح جمعی و اتحاد عملی بر خود هموار کرده و میکنند.
آنها در پی آن هستند که با اتحاد عملی معطوف به گسترش همگرایی آگاهانه، زمینهساز ورود به عصر بازیابی معنا، کنش و پرداخت و ساخت آینده شوند. محاصرههای سهگانه:
- معنا
- کنش و
- آینده
را بشکنند، و از مرگهای سهگانه:
مرگ خردمندی ناشی از بلوغ بلاهت
مرگ شرافت ناشی از نادیده انگاری نجابت، و
مرگ جغرافیایی ناشی از نبودِ توجه عالمانه به توسعه ملی
را از مردمان خوب این سرزمین دور نمایند و برای پاسبانی و پایداری ایران بانوی عزیز مادرمان، «پای پویایی» این سرزمین را در دستور کار خود قراردهند به سه «خ» حیاتی:
- خدا
- خلوص
- خوبی
تکیه کنند و در گسترش هفت «صاد» کلیدی:
- صداقت
- صمیمیت
- صراحت
- صلابت
- صبوری
- صلح
- صیانت
کوشایی وافر و پرگستره خود را فعال نمایند تا به چهار هدف عالی:
- آزادی
- اعتدال با «عِدل و عَدل»
- آسایش و
- آرامش
برای مردم شریف ایران زمین نایل آیند.
نماد دیگر، ققنوس است. ققنوس از دل آتش به جان افتاده به جان برمیخیزد؛ و افسانهگونه با گردافشانی امید و عمل در زیر بال خود دانههای پربار رویشهای نو را در دل خاکستر موجود میکارد تا نور دوباره تولد، و به سرعت گسترش یابد.
این روزها ایران زمین عزیز، این مهربان بانوی تاریخ زندگی اجتماعی - سیاسی بشر، دامنی پر آتش بر تن دارد.
از یک سو در گوشه و کنار این سرزمین، مرغان رنج کشیدهای در سفر به قاف وجود دارند. آنانی که در کوره راه این مسیر رنجها کشیدند، دردها بر خود هموار کردند. گرگها و روباهها در زمین و گفتارهای فراوانی از آسمان بر آنها یورش بردند؛ راهها بستند و سنگها پرتاب کردند. دشمنان آگاه و ناآگاه این سرزمین کمینها و کینههای فراوان خود بر سر راهِ این مرغان عاشق برساختند.
آنها در زیر آتشهای برساخته درونی و دشمنان برونی این کیان عشق، عاشقانه بارها و بارها بال سوختند و جان به رنج دادند تا گنج وجودی خویش را حفظ کنند؛ خویشتن خویش را به آسانی در شکیبایی گذر از رنج عبور در این کوره راه نفروختند تا گنج خود در این سرزمین را بازیابند.
آنها از یک سو با مصائب درون در مبارزه بودهاند و از سوی دیگر در زیر تیغ دشمنان بیرون این سرزمین در هجمه قرار گرفته و به رودررویی خردمندانه، پرداختند.
امروز ایران در زیر ستم جهل درون و خصم بیرون در آتش میسوزد، و شایسته است مرغان «سیمرغ پوی» این سرزمین در این میانه بال پروازی ققنوسوار بیآرایند.
امید را در رگهای جامعه ایرانیان پاک نهاد به جریان اندازند. در خانهها، محلهها، شهرها و در کل کشور با:
- محبتی پاک،
- زبانی شیرین و امیدبخش،
- رفتارهایی اطمینان دهنده و امنیتآفرین،
- اقداماتی آگاهیافزا و موثر
در کنار مردمان و با این مردمان، در برابر جهل نقابدار درون و ستمهای آشکار برون، ملت این سرزمین را به آینده ایران و ایران آینده امیدوار نگاه داشته و در همان حال با دیدن واقعیتها ، اقدامهای عملگرایانه را در مسیر رهایی ایران از رنج حاضر، رهبری و مدیریت نمایند.
ایران پاینده باد و پروردگار ایران پاسبان ایران باد