یادداشتی از شاهین شرقی، دبیر کل اندیشکده سیمرغ:
۷ نکته کلیدی برای کسبوکارها در فضای پس از جنگ
کسبوکارها باید با سایر بنگاهها شراکتهای استراتژیک برقرار کنند تا بتوانند از منابع و تخصصهای یکدیگر بهرهمند شوند.
به گزارش باریخ نیوز، شاهین شرقی، دبیرکل اندیشکده آیندهاندیشی سیمرغ طی یادداشتی برای باریخنیوز به ارائه «۷ نکته کلیدی برای کسبوکارها در فضای پس از جنگ» پرداخته که به شرح زیر از نظر میگذرد:
دوران پس از جنگ برای کسبوکارها دورهای پرچالش اما پرفرصت است. در این شرایط، بنگاههای اقتصادی باید با رویکردی هوشمندانه و استراتژیک عمل کنند تا نهتنها بقای خود را تضمین کنند، بلکه از فرصتهای بازسازی نیز بهرهمند شوند. در این یادداشت ۷ نکته کلیدی را بررسی میکنیم که میتواند راهنمای کسبوکارها در این دوران حساس باشد.
۱- نقدینگی را اولویت قرار دهید
در فضای پس از جنگ، نقدینگی مهمترین سرمایه هر کسب وکار است. بازسازی فرآیندی زمانبر است و بنگاههایی که ذخایر نقدی قوی دارند، میتوانند در برابر نوسانات بازار مقاومت بیشتری از خود نشان دهند. کسبوکارها باید تمرکز خود را بر ساختن ذخایر نقدی معطوف کنند و از هرگونه هزینه غیرضروری پرهیز نمایند. همچنین کوتاه کردن چرخه وصول مطالبات اهمیت ویژهای دارد؛ هرچه سریعتر بتوانید مطالبات خود را دریافت کنید، جریان نقدی سالمتری خواهید داشت. در این شرایط، وابستگی به قرضهای با سود بالا میتواند کسبوکار را در معرض خطر جدی قرار دهد، بنابراین باید از این نوع تامین مالی تا حد امکان اجتناب کرد.
۲- زنجیره تامین را بازطراحی کنید
جنگ معمولاً زنجیرههای تامین را به شدت مختل میکند. در دوران پس از جنگ، کسبوکارها باید زنجیره تامین خود را از نو بازطراحی کنند. شناسایی تامینکنندگان جایگزین و متنوعسازی منابع تامین، ریسک وابستگی به یک منبع واحد را کاهش میدهد. سرمایهگذاری روی تولید محلی و خودکفایی نه تنها امنیت تامین را افزایش میدهد، بلکه به اقتصاد محلی نیز کمک میکند. علاوه بر این، نگهداری موجودی استراتژیک از کالاهای حیاتی میتواند در مواقع بحرانی و کمبود ناگهانی، تداوم فعالیت کسبوکار را تضمین کند.
۳- بر نیازهای اولیه تمرکز کنید
در دوران پس از جنگ، اولویتهای مصرفکنندگان تغییر میکند. کالاهای ضروری مانند مواد غذایی، دارو، پوشاک اساسی و خدمات بازسازی در صدر نیازهای جامعه قرار میگیرند. کسبوکارهایی که محصولات لوکس و غیرضروری عرضه میکنند، باید استراتژی خود را بازنگری کنند و به سمت کالاها و خدماتی حرکت کنند که با نیازهای واقعی بازار همسو هستند. این تطبیق با واقعیتهای جدید بازار، کلید بقا و موفقیت در این دوران است. بنگاههایی که سریعتر خود را با این نیازهای تغییریافته تطبیق دهند، شانس بیشتری برای رشد و سودآوری خواهند داشت.
۴- انعطافپذیری عملیاتی
انعطافپذیری در دوران پس از جنگ یک ضرورت است. کسبوکارها باید آماده باشند تا مدل کسبوکار خود را به سرعت تطبیق دهند. این انعطافپذیری نهتنها در سطح استراتژی، بلکه در سطح عملیاتی نیز باید وجود داشته باشد. تربیت نیروی کار چندمهارته که بتواند در نقشهای مختلف فعالیت کند، به کسبوکار این امکان را میدهد که با کمبود نیرو یا تغییرات ناگهانی بازار مقابله کند. آمادگی برای تغییر سریع استراتژی و پذیرش واقعیتهای جدید، از ویژگیهای بنگاههای موفق در این دوران است. سازمانهایی که به ساختارهای سنتی و انعطافناپذیر خود پایبند بمانند، احتمالاً در رقابت عقب خواهند ماند.
۵- شراکتهای استراتژیک
در دوران بازسازی، همکاری بهتر از رقابت است. کسبوکارها باید با سایر بنگاهها شراکتهای استراتژیک برقرار کنند تا بتوانند از منابع و تخصصهای یکدیگر بهرهمند شوند. مشارکت در پروژههای بازسازی بزرگ، فرصتهای جدیدی را پیش روی کسبوکارها قرار میدهد که به تنهایی نمیتوانستند به آنها دست یابند. شبکهسازی فعال و ایجاد روابط قوی با سایر فعالان اقتصادی، نهادهای دولتی و سازمانهای بینالمللی میتواند دسترسی به اطلاعات، منابع مالی و فرصتهای تجاری را تسهیل کند. در این دوران، قدرت شبکهها و روابط میتواند تعیینکننده موفقیت یا شکست باشد.
۶- سرمایه انسانی را حفظ کنید
کارکنان با تجربه و وفادار، ارزشمندترین دارایی هر کسبوکار هستند، بهویژه در دوران بحران. حفظ این سرمایه انسانی باید در اولویت قرار گیرد. وفاداری به کارکنان در زمان سختی، نهتنها روحیه آنها را بالا نگه میدارد، بلکه پایههای اعتماد و تعهد را برای آینده محکم میکند. سرمایهگذاری در آموزش و توانمندسازی کارکنان، آنها را برای چالشهای جدید آماده میسازد و بهرهوری سازمان را افزایش میدهد. ساختن فرهنگ سازمانی مقاوم که بر ارزشهایی چون همکاری، انعطافپذیری و نوآوری تاکید دارد، به کسبوکار کمک میکند تا از بحرانها قویتر بیرون بیاید.
۷- فرصتهای بازسازی را رصد کنید
دوران پس از جنگ با تمام چالشهایش، فرصتهای بینظیری نیز به همراه دارد. بازسازی زیرساختها، مسکن و خدمات اساسی، نیاز به سرمایهگذاری و فعالیت گسترده دارد. کسبوکارهایی که در این حوزهها فعالیت میکنند یا میتوانند وارد آنها شوند، باید مناقصات دولتی و پروژههای نهادهای عمومی را بهدقت رصد کنند. پیشبینی نیازهای نوظهور بازار و آمادهسازی خود برای پاسخگویی به آنها، میتواند مزیت رقابتی قابلتوجهی ایجاد کند. کسبوکارهایی که زودتر از رقبا این فرصتها را شناسایی و برای بهرهبرداری از آنها اقدام کنند، میتوانند در موج بازسازی پیشتاز باشند و رشد چشمگیری را تجربه نمایند.
موفقیت در پی هوشمندی، تلاش و امید حاصل میگردد
در نهایت، موفقیت در دوران پس از جنگ نه به اندازه کسبوکار، بلکه به هوشمندی تصمیمگیری، سرعت واکنش و توانایی سازگاری بستگی دارد. کسبوکارهای ایرانی با بهرهگیری از این هفت اصل کلیدی، میتوانند این دوره گذار را به فرصتی برای تحول و جهش تبدیل کنند و در اقتصاد نوین جایگاه خود را تثبیت نمایند. در دوران پساجنگ نیازها بیشتر میشوند و در نتیجه بازارها بزرگتر و برای کارآفرینیان فرصت بیشتر فراهم میشود، بنابراین نیاز به تلاش بیشتر وجود دارد و سود بیشتری نیز به دنبال خواهد داشت.
سازندگی کشور ضمن باهمیاری هممیهنان، سود و منفعت نیز در پی دارد.