لوگو
کد خبر: ۶۴۵

باریخ‌نیوز بررسی کرد؛

قدرت دریایی در اقیانوس هند: افق ۱۴۱۴

قدرت دریایی در اقیانوس هند: افق ۱۴۱۴

تنگه هرمز، مالاکا و باب‌المندب همچنان نقاط حساس باقی می‌مانند، اما معنای راهبردی آن‌ها در حال تغییر است و ارزش این گلوگاه‌ها از یک مسیر انتقال انرژی به یک حوزه چندبعدی امنیتی و فناورانه تبدیل می‌شود.

به گزارش باریخ‌نیوز، شاهین شرقی، دبیرکل اندیشکده سیمرغ و علی نیکنام، کارشناس حوزه دریایی در مقاله‌ای مشترک به تشریح و بررسی قدرت دریایی در اقیانوس هند تا افق ۱۴۱۴ پرداختند که به شرح زیر از نظر می‌گذرد:

 

چکیده

هدف: این بررسی به تحلیل آینده قدرت دریایی در اقیانوس هند با افق زمانی ۱۴۱۴ می‌پردازد و تلاش دارد تا متغیرهای تأثیرگذار بر قدرت دریایی آینده را از طریق چارچوب تحلیلی STEEP (اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، زیست‌محیطی، سیاسی) شناسایی کند و رهنمود لازم را جهت تدوین خط‌مشی در اختیار برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران قرار دهد.

روش: مقاله با استفاده از رویکرد STEEP، ابعاد مختلف قدرت دریایی را فراتر از ناوگان‌های سطحی بررسی می‌کند و شامل زیردریایی‌ها، توان ضربه دریایی، بنادر، زیرساخت‌های علمی-تحقیقاتی، شبکه‌های ارتباطی، لجستیک و سیستم‌های پشتیبانی می‌شود. تمرکز جغرافیایی مقاله بر گلوگاه‌های استراتژیک اقیانوس هند است: تنگه هرمز، تنگه مالاکا، باب‌المندب و کانال سوئز.

یافته‌ها:

قدرت دریایی آینده به جای حضور فیزیکی ناوگان، به کنترل شبکه‌های اطلاعاتی، ارتباطات و سیستم‌های حسگری وابسته خواهد بود.

رقابت میان قدرت‌های بزرگ در اقیانوس هند تشدید می‌شود و اصلاح نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای دشوارتر خواهد شد.

بازیگران غیردولتی، شبکه‌های فراملی و نیروهای نیابتی نقش مهم‌تری در ایجاد بحران‌های دریایی ایفا می‌کنند و مرز میان صلح و جنگ را محو می‌سازند.

فناوری‌های نوظهور (هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سلاح‌های انرژی مستقیم، سیستم‌های بدون سرنشین) کنترل دریا را متحول می‌کنند.

معنای استراتژیک گلوگاه‌ها از مسیرهای عبور انرژی به گره‌های امنیتی و فناورانه چندبعدی تغییر می‌کند؛ برای مثال، «بستن تنگه هرمز» دیگر تنها از طریق حضور فیزیکی نیست، بلکه شامل حملات سایبری به زیرساخت‌های بندری، اختلال در ناوبری، جنگ الکترومغناطیسی، حمله به ماهواره‌های ارتباطی و عملیات پهپادی است.

نتیجه‌گیری: استراتژی‌های سنتی دریایی دیگر کافی نیستند. قدرت دریایی آینده به‌طور فزاینده‌ای به سه عامل بستگی دارد: (۱) مدیریت و حفاظت از شبکه‌های اطلاعاتی و ارتباطی، (۲) استفاده از سیستم‌های خودمختار، بدون سرنشین و رباتیک، و (۳) آمادگی برای جنگ سایبری، فضایی و الکترومغناطیسی. گلوگاه‌های استراتژیک اقیانوس هند همچنان حساس باقی می‌مانند، اما ماهیت آن‌ها از مسیرهای انرژی به گره‌های امنیتی چندبعدی تبدیل شده است.

مقدمه

قدرت دریایی در ادبیات راهبردی صرفاً به ناوگان سطحی یا تعداد شناورهای رزمی محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها را در بر می‌گیرد که از زیردریایی‌ها و توان ضربت دریایی گرفته تا بنادر، زیرساخت‌های علمی-پژوهشی، شبکه‌های ارتباطی، لجستیک، و سامانه‌های پشتیبانی را شامل می‌شود. از این‌رو، بررسی آینده قدرت دریایی مستلزم توجه به تحولاتی است که نه فقط در دریا، بلکه در سطح اجتماع، فناوری، اقتصاد، محیط زیست و سیاست رخ می‌دهند.

برای این منظور، الگوی STEEP - یعنی روندهای اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، زیست‌محیطی و سیاسی- چارچوب مناسبی برای شناسایی متغیرهای اثرگذار بر آینده قدرت دریایی فراهم می‌آورد.

موضوع این مقاله اقیانوس هند است؛ پهنه‌ای که به‌ویژه در بخش شمالی آن، یعنی مثلث راهبردی متشکل از تنگه هرمز، تنگه مالاکا و باب‌المندب به همراه کانال سوئز، اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. اقیانوس هند از گذشته‌های دور یکی از کانون‌های اصلی تجارت، ارتباطات و رقابت قدرت‌ها بوده است. بادهای موسمی، مسیرهای تجاری ادویه و کالاهای گران‌بها، و سپس اهمیت روزافزون انرژی و کشتیرانی مدرن، این پهنه را به یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده‌اند.

چارچوب نظری

در این بررسی، قدرت دریایی از منظر نظامی تحلیل می‌شود. در این معنا، قدرت دریایی صرفاً به کشتی‌های سطحی محدود نیست، بلکه شناورهای زیرسطحی، تأسیسات بندری، زیرساخت‌های ارتباطی و اطلاعاتی، شبکه‌های نظارت، و حتی توانمندی‌های علمی و فناورانه مرتبط با حوزه دریا را دربرمی‌گیرد.

از آنجا که آینده تقریباً هر پدیده‌ای تابع مجموعه‌ای از روندهای هم‌زمان و درهم‌تنیده است، تحلیل آینده قدرت دریایی نیز باید در قالب مجموعه‌ای از روندهای کلان صورت گیرد. الگوی STEEP در اینجا به ما اجازه می‌دهد که ببینیم چگونه تحولات اجتماعی مانند تغییر ساختار جمعیت و هویت، تحولات فناورانه مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سلاح‌های انرژی مستقیم و سامانه‌های بدون‌سرنشین، تغییرات اقتصادی مانند جابه‌جایی مراکز رشد، تحولات زیست‌محیطی مانند افزایش سطح دریا و اسیدی شدن اقیانوس‌ها، و تغییرات سیاسی مانند تشدید رقابت قدرت‌ها، همگی می‌توانند بر قدرت دریایی اثر بگذارند.

رتبه‌بندی روندهای اثرگذار بر قدرت دریایی

روندهای زیر حسب دسته‌بندی بر اساس اهمیت بر آینده قدرت دریایی در افق ۱۴۱۴ تأثیرگذارند. سه روند برتر عبارتند از:

افزایش اختلاف قدرت‌ها

رقابت بین دولت‌ها در سطح جهانی و منطقه‌ای افزایش می‌یابد و این رقابت به‌ویژه در اقیانوس هند آشکارتر می‌شود. این اختلاف‌ها، اصلاح نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای را دشوار می‌کند و حتی می‌تواند به انجماد سازوکارهای همکاری بین‌المللی بینجامد. در چنین شرایطی، هر قدرتی تلاش می‌کند از ابزارهای دریایی برای تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی خود بهره ببرد.

جابجایی قدرت‌های اقتصادی

جابه‌جایی مرکز ثقل اقتصادی جهان، به‌ویژه در مرحله اول اوج گیری اقتصاد چین نسبت به ایالات متحده و در مرحله دوم کند شدن رشد اقتصادی چین و شدت گرفتن رشد هند به عنوان قدرت برتر منطقه‌ای، معادلات دریایی را تغییر می‌دهد. در این چارچوب، برتری اقتصادی دیگر به‌صورت مطلق در اختیار یک یا دو قدرت باقی نمی‌ماند، بلکه وزن منطقه‌ای و توان اعمال نفوذ در مسیرهای دریایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

افزایش جنگ‌های نیابتی

گسترش نقش بازیگران مسلح غیردولتی، از جمله گروه‌های شبه‌نظامی، تروریستی، باندهای تبهکار، شرکت‌ها، سازمان‌های فراملی، و حتی موجودیت‌های خودمختار، یکی از مهم‌ترین چالش‌های آینده است. این بازیگران ممکن است از فناوری‌هایی مانند پهپادها، ارتباطات رمزگذاری‌شده، موشک‌های قابل‌حمل، سامانه‌های شناسایی و حتی ابزارهای خرابکاری دریایی بهره ببرند.

سایر روندهای کلیدی

  • نامشخص بودن مرز میان صلح و جنگ
  • توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • گسترش هوش مصنوعی و سامانه‌های خودمختار
  • پیشرفت در سلاح‌های الکترومغناطیسی و لیزری
  • افزایش مخاطرات طبیعی و اقلیمی
  • تحول در حوزه فضایی، ماهواره‌ای و ارتباطات کوانتومی
  • افزایش نقش هویت‌های فراملی و شبکه‌های غیردولتی
  • کاهش وابستگی جهانی به سوخت‌های فسیلی

سناریوی آینده قدرت دریایی در اقیانوس هند

بر اساس این روندها، آینده قدرت دریایی در اقیانوس هند را می‌توان در قالب سناریویی چندلایه توصیف کرد. در این سناریو، رقابت قدرت‌ها در منطقه تشدید می‌شود، اما شکل این رقابت بیش از پیش غیرخطی، شبکه‌ای و چندحوزه‌ای خواهد بود. چین با چالش‌های اقتصادی، اروپا با ناپایداری اقتصادی و هند با رشد نسبی اقتصادی و راهبردی روبه‌رو می‌شود.

در چنین محیطی، ناامنی در سواحل و آبراه‌ها بیشتر می‌شود. دزدی دریایی، عملیات ایذایی، خرابکاری در زیرساخت‌های دریایی، استفاده از مین‌های دریایی و حملات سایبری به سامانه‌های بندری و دریایی محتمل‌تر خواهد شد.

هم‌زمان، استفاده از هوش مصنوعی، رباتیک، سامانه‌های بدون‌سرنشین و شبکه‌های ماهواره‌ای کوچک، توانایی بازیگران برای نظارت، شناسایی و حمله را افزایش می‌دهد. اما همین وابستگی، آسیب‌پذیری جدیدی ایجاد می‌کند؛ زیرا جنگ الکترومغناطیسی، حملات سایبری، و عملیات ضدماهواره‌ای می‌توانند ستون فقرات این نظم فناورانه را مختل کنند.

در این سناریو، کنترل دریاها دیگر صرفاً وابسته به حضور فیزیکی ناوگان نیست؛ بلکه به توانایی در کنترل شبکه‌های اطلاعاتی، ارتباطی و سامانه‌های حسگری وابسته خواهد بود.

تنگه هرمز در افق ۱۴۱۴: از بحران نفتی تا بحران سایبری ـ فضایی

تنگه هرمز که اهمیت بنیادی خود را در درگیریهای نظامی جنگ رمضان ۲۰۲۶ نشان داد،  همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی جهان باقی خواهد ماند، اما ماهیت اهمیت آن دچار تحول می‌شود. در گذشته، اهمیت اصلی هرمز و قدرت نرم آن به انتقال نفت و انرژی وابسته بود، اما در افق ۱۴۱۴، این اهمیت به‌تدریج به حوزه‌های اطلاعاتی، سایبری، لجستیکی و امنیت شبکه‌ای منتقل خواهد شد.

کاهش وابستگی جهانی به سوخت‌های فسیلی، بخشی از اهمیت اقتصادی سنتی هرمز را کاهش می‌دهد، اما موقعیت ژئوپلیتیکی آن همچنان پابرجا می‌ماند. تفاوت اصلی آن است که در آینده، اختلال در تنگه الزاماً به معنای استقرار ناوگان و درگیری کلاسیک دریایی نخواهد بود.

کنترل یا مختل‌سازی تنگه می‌تواند از طریق حملات سایبری به زیرساخت‌های بندری، اختلال در سامانه‌های ناوبری، جنگ الکترومغناطیسی، حمله به ماهواره‌های ارتباطی، عملیات پهپادی و استفاده از سامانه‌های بدون‌سرنشین صورت گیرد. به این ترتیب، مفهوم «بستن تنگه» از یک اقدام صرفاً فیزیکی به یک عملیات ترکیبی سایبری ـ فضایی ـ الکترونیکی تبدیل می‌شود.

همچنین، بازیگران غیردولتی و نیروهای نیابتی می‌توانند نقش مؤثری در ایجاد بحران‌های دریایی ایفا کنند. این مسئله موجب می‌شود مرز میان صلح و جنگ بیش از گذشته مبهم شود و امکان وقوع درگیری‌های محدود اما مداوم در محیط دریایی افزایش یابد.

نتیجه‌گیری

این تحلیل و بررسی نشان می‌دهد که قدرت دریایی در اقیانوس هند در افق ۱۴۱۴ با مجموعه‌ای از تحولات عمیق روبه‌رو خواهد بود. مهم‌ترین جمع‌بندی آن است که راهبردهای دریایی سنتی، که بر حضور فیزیکی، ناوگان سطحی و کنترل کلاسیک دریا متکی‌اند، دیگر برای آینده کافی نخواهند بود.

آینده قدرت دریایی به‌طور فزاینده‌ای به سه عامل وابسته خواهد شد:

  • توانایی مدیریت و حفاظت از شبکه‌های اطلاعاتی و ارتباطی
  • بهره‌گیری از سامانه‌های خودمختار، بدون‌سرنشین و رباتیک
  • آمادگی برای نبرد در حوزه‌های سایبری، فضایی و الکترومغناطیسی

در این میان، تنگه هرمز، مالاکا و باب‌المندب همچنان نقاط حساس باقی می‌مانند، اما معنای راهبردی آن‌ها در حال تغییر است. ارزش این گلوگاه‌ها از یک مسیر انتقال انرژی به یک حوزه چندبعدی امنیتی و فناورانه تبدیل می‌شود.

از منظر سیاست‌گذاری، نتیجه اصلی آن است که نیروهای دریایی باید از هم‌اکنون برای آینده‌ای آماده شوند که در آن تعداد خدمه، اندازه ناوگان و حضور فیزیکی، دیگر تنها معیار قدرت نخواهند بود. قدرت واقعی در کنترل داده، اختلال در شبکه دشمن، حفظ تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی، و توان عمل در شرایط قطع ارتباطات و استفاده از قدرت نرم در کنترل افکار عمومی در تامین امنیت انرژی جهانی نهفته است. بنابراین، بازبینی راهبردهای دریایی، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نو، و طراحی سناریوهای آینده‌نگر، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای هر قدرت دریایی خواهد بود.

ارسال نظرات
پربحث ترین