باریخنیوز گزارش میدهد:
همزمانی اختلال در بابالمندب و تنگه هرمز اقتصاد جهانی را تحت فشار میگذارد؟
آینده گلوگاههایی مانند تنگه هرمز و باب المندب تابعی از سطح تنش منطقهای، واکنش بازیگران فرامنطقهای و ظرفیت مدیریت بحران در سطح بینالمللی خواهد بود.
به گزارش باریخ نیوز، بابالمندب از آن دسته نقاطی است که روی نقشه کوچک به نظر میرسد، اما در عمل یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی محسوب میشود. این تنگه در جنوبیترین نقطه دریای سرخ قرار دارد و مسیر ارتباطی اقیانوس هند به کانال سوئز و در نهایت اروپا را شکل میدهد.
اهمیت این گلوگاه زمانی روشنتر میشود که در کنار تنگه هرمز و کانال سوئز دیده شود. این سه نقطه یک زنجیره بههمپیوسته را تشکیل میدهند که بخش عمدهای از تجارت دریایی و انتقال انرژی جهان از آن عبور میکند: نفت و انرژی از خلیج فارس از طریق تنگه هرمز خارج میشود، به اقیانوس هند میرسد، از بابالمندب وارد دریای سرخ شده و نهایتاً از کانال سوئز به اروپا منتقل میشود.
تفاوت کارکردی دو گلوگاه کلیدی
در تحلیل ژئوپلیتیک، تنگه هرمز و بابالمندب هر دو «گلوگاه راهبردی» محسوب میشوند، اما کارکرد آنها یکسان نیست:
تنگه هرمز به عنوان مهمترین مسیر صادرات انرژی جهان، نقش یک «اهرم فشار فوری» را دارد. هرگونه تنش در این منطقه میتواند بهسرعت بازار نفت را تحت تأثیر قرار داده و شوک قیمتی جهانی ایجاد کند. به همین دلیل، این گلوگاه از حساسیت بسیار بالای امنیتی و واکنش سریع بازیگران بینالمللی برخوردار است.
در مقابل، بابالمندب بیشتر بهعنوان یک «گلوگاه تجاری–ترانزیتی» عمل میکند. اثرگذاری آن عمدتاً بر زنجیره تأمین جهانی، مسیرهای کشتیرانی و تجارت میان آسیا و اروپا است. ماهیت این گلوگاه باعث میشود که اختلال در آن بیشتر به شکل افزایش هزینه، تأخیر و نااطمینانی تدریجی ظاهر شود تا شوک فوری.
پیشرانهای افزایش تنش در مسیرهای دریایی
بابالمندب به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود و ارتباط مستقیم با بحران یمن، در سالهای اخیر با افزایش ریسکهای امنیتی مواجه بوده است. این وضعیت در صورت تشدید تنشهای منطقهای میتواند به افزایش سطح ناامنی در مسیرهای دریایی منجر شود.
در چنین شرایطی، بازیگران فرامنطقهای (بهویژه ایالات متحده و کشورهای اروپایی) به دلیل وابستگی شدید به امنیت تجارت دریایی، احتمالاً نقش فعالتری در حفاظت از مسیرهای کشتیرانی ایفا خواهند کرد. تجربههای پیشین نشان میدهد که تهدید کشتیرانی معمولاً منجر به افزایش حضور نظامی و شکلگیری ائتلافهای امنیت دریایی میشود.
با این حال، میان «ناامنسازی مسیر» و «انسداد کامل» تفاوت جدی وجود دارد. شواهد نشان میدهد که ایجاد اختلال و افزایش ریسک قابل تصور است، اما بستهشدن پایدار این مسیرها با واکنش سریع و گسترده بینالمللی مواجه خواهد شد.
پیامد کلیدی اختلال: تغییر اجباری مسیر تجارت جهانی
یکی از مهمترین پیامدهای ناامن شدن بابالمندب، اختلال در مسیر استاندارد تجارت میان آسیا و اروپا است. در صورت افزایش ریسک عبور، کشتیها ناچار خواهند شد مسیر جایگزین را انتخاب کنند؛ یعنی عبور از اقیانوس اطلس جنوبی و دور زدن قاره آفریقا از طریق دماغه امید نیک. این تغییر مسیر بهمعنای افزایش قابل توجه زمان حملونقل (از چند روز تا چند هفته)رشد شدید هزینه سوخت و بیمه و افزایش قیمت تمامشده کالاها در بازار خواهد بود.
سناریوهای محتمل
سناریو اول: اختلال محدود
در این سناریو، ناامنیها در سطح مقطعی و کنترلشده باقی میماند. حملات پراکنده یا تهدیدات محدود باعث افزایش هزینههای بیمه و حملونقل میشود، اما جریان تجارت متوقف نمیگردد.
سناریو دوم: ناامنی مزمن در بابالمندب
در این حالت، بابالمندب وارد دورهای از ناامنی پایدار میشود. عبور کشتیها ادامه دارد اما تحت ریسک بالا و با حضور نظامی بازیگران خارجی. اثر اصلی این سناریو، افزایش هزینه تجارت جهانی و فشار بر زنجیره تأمین است.
سناریو سوم: همزمانی تنش در بابالمندب و تنگه هرمز
در صورت تشدید گسترده تنشهای منطقهای، این احتمال مطرح میشود که اختلال در بابالمندب همزمان با افزایش فشار در تنگه هرمز رخ دهد.
در چنین شرایطی، دو نوع اثر متفاوت اما همافزا شکل میگیرد:
- در هرمز: شوک فوری در بازار انرژی و قیمت نفت
- در بابالمندب: اختلال تدریجی در تجارت جهانی و زنجیره تأمین
این همزمانی میتواند فشار قابل توجهی بر اقتصاد جهانی وارد کند و سطح مداخله بازیگران بینالمللی (بهویژه آمریکا و اروپا) را افزایش دهد، چراکه امنیت انرژی و تجارت جهانی بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار میگیرد.
پیامدهای کلان احتمالی
- افزایش قیمت انرژی در بازار جهانی، اختلال در زنجیره تأمین بینالمللی، افزایش هزینه حملونقل و بیمه دریایی، رشد نااطمینانی در اقتصاد جهانی، افزایش حضور امنیتی و نظامی آمریکا و اروپا در آبراههای حیاتی
در مجموع، همزمانی بحران در این دو گلوگاه میتواند اثراتی فراتر از سطح منطقه ایجاد کند.
جمعبندی
بابالمندب و تنگه هرمز دو گلوگاه حیاتی در معماری تجارت و انرژی جهان هستند. هرمز نقش اهرم فشار فوری در بازار انرژی را دارد، در حالی که بابالمندب بیشتر بر ساختار تجارت جهانی اثر فرسایشی و تدریجی میگذارد. در صورت افزایش تنش، احتمال جایگزینی مسیرهای دریایی وجود دارد، اما این جایگزینی با هزینههای بسیار بالا، زمان طولانیتر و فشار سنگین بر زنجیره تأمین همراه خواهد بود؛ بهگونهای که مسیر اصلی تجارت میان آسیا و اروپا عملاً دچار اختلال جدی یا کاهش کارایی ساختاری میشود. در نهایت، آینده این گلوگاهها تابعی از سطح تنش منطقهای، واکنش بازیگران فرامنطقهای و ظرفیت مدیریت بحران در سطح بینالمللی خواهد بود.
گزارش: حسین حسنزاده