یادداشتی از مهدی مطهرنیا:
آمریکا و اسرائیل در آستانه چه وضعیتی هستند؟ تحلیلی راهبردی از سناریوهای پیشرو در سایه تنشهای فزاینده
تحولات جاری را باید نه در قالب «جنگ قریبالوقوع» و نه «صلح پایدار»، بلکه در چارچوب یک وضعیت میانی تحلیل کرد.
به گزارش باریخ نیوز، مهدی مطهرنیا، رئیس اندیشکده آیندهاندیشی سیمرغ طی یادداشتی برای باریخنیوز به ارائه تحلیل راهبردی از وضعیت آمریکا و اسرائیل در سایه تنشهای فعلی پرداخته که به شرح زیر از نظر میگذرد:
در هفتههای اخیر، همزمان با افزایش ادبیات تنشآلود در فضای رسانهای و انتشار برخی اخبار تأییدنشده درباره تحولات نظامی در خلیج فارس، بار دیگر این پرسش در افکار عمومی مطرح شده است که آیا منطقه به سمت یک جنگ بزرگ پیش میرود یا همچنان در چارچوب «تنش کنترلشده» باقی خواهد ماند؟
برای پاسخ به این پرسش، باید تحولات جاری را در سه سطح تحلیل کرد: رفتار بازیگران اصلی، چارچوب نظری روابط بینالملل، و سناریوهای محتمل آینده.
ایران بهعنوان گره ژئوپلیتیک
بر این باور هستم که، ایران صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه «گرهای ژئوپلیتیک» در معادلات جهانی به شمار میرود. موقعیت جغرافیایی، نقش در بازار انرژی، و تأثیرگذاری در معادلات امنیتی خاورمیانه باعث شده هرگونه تغییر بنیادین در وضعیت ایران، پیامدهایی فراتر از سطح منطقهای داشته باشد.
در چنین چارچوبی، ایده «حذف سریع» یا «فروپاشی فوری» نهتنها سادهسازی، بلکه نادیده گرفتن پیچیدگیهای ساختاری نظام بینالملل است.
آمریکا و راهبرد فشار بدون جنگ
سیاستهای ترامپ (چه در گذشته و چه در روایتهای کنونی) عموماً در قالب «فشار حداکثری» قابل تحلیل است. این رویکرد ترکیبی از تحریم اقتصادی، تهدید نظامی، و مذاکره برای کسب امتیاز است.
بر اساس نظریه واقعگرایی در روابط بینالملل، هدف اصلی قدرتها نه نابودی کامل رقبا، بلکه مدیریت توازن قواست. از این منظر، ورود به یک جنگ تمامعیار با ایران—با توجه به هزینههای انسانی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی—گزینهای پرریسک و در اولویت پایین تلقی میشود.
نقش اسرائیل: بازیگر شتابدهنده
در این میان، اسراییل نقشی متفاوت ایفا میکند. برای اسرائیل، برنامه هستهای ایران و نفوذ منطقهای آن، ابعادی «وجودی» دارد. به همین دلیل، راهبرد این کشور عمدتاً بر سه محور استوار است:
الف) عملیات پنهان و سایبری
ب) حملات محدود و هدفمند
پ) فشار بر آمریکا برای حفظ یا افزایش سطح تقابل
با این حال، محدودیتهای عملیاتی و هزینههای یک جنگ
گسترده، باعث شده تلآویو نیز از ورود به یک درگیری تمامعیار اجتناب کند، مگر در شرایط اضطراری.
تحلیل دیدگاههای تندرو: از هانسون تا واقعیت میدانی
من سالها پیش از نقش ایران و هلال هارتلند - ریملند بزرگ یا « هلال طلایی قدرت» در شکلدهی به نظم آینده جهانی در قرن ۲۱ سخن گفتهام. برخی تحلیلگران آمریکایی مانند ویکتور دیویس هانسون امروزه از «نقطه عطف تمدنی» و امکان بازطراحی نظم جهانی از طریق تقابل با ایران سخن میگویند. این دیدگاهها که ریشه در جریان نئومحافظهکاری دارند، بر نقش قدرت نظامی در شکلدهی به نظم جهانی تأکید میکنند.
با این حال، تجربههای گذشته (از عراق تا افغانستان) نشان داده است که «تغییر رژیم» الزاماً به ثبات یا تحقق اهداف استراتژیک منجر نمیشود. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران این رویکردها را بیش از آنکه پیشبینی دقیق باشند، روایتهایی ایدئولوژیک میدانند.
سناریوهای پیشرو: از توافق تا بحران
با در نظر گرفتن رفتار بازیگران و محدودیتهای ساختاری، میتوان چند سناریوی اصلی را برای آینده ترسیم کرد:
۱. توافق محدود (محتملترین سناریو) کاهش نسبی تنشها، توافقهای مرحلهای، و حفظ ساختار موجود.
۲. تنش کنترلشده ادامه وضعیت فعلی با درگیریهای محدود، فشار اقتصادی، و جنگهای سایه.
۳. تشدید درگیریهای نیابتی افزایش نقش بازیگران غیردولتی و گسترش بیثباتی منطقهای.
۴. جنگ مستقیم (کماحتمال اما پرهزینه) در صورت خطای محاسباتی یا رخداد غیرمنتظره.
۵. تحول داخلی در ایران سناریویی که تحقق آن وابسته به عوامل پیچیده داخلی و خارجی است و در کوتاهمدت محتمل ارزیابی نمیشود.
آیا «پایان سریع» در راه است؟
برخی اظهارات سیاسی درباره پایان سریع بحران یا حلوفصل چند هفتهای، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند. در واقعیت، بحرانهایی با این سطح از پیچیدگی (بهویژه در حوزه هستهای) ماهیتی بلندمدت دارند و بهندرت در بازههای زمانی کوتاه حل میشوند.
در پایان بایسته است توجه داشته باشیم تحولات جاری را باید نه در قالب «جنگ قریبالوقوع» و نه «صلح پایدار»، بلکه در چارچوب یک وضعیت میانی تحلیل کرد: تنش مزمن، مدیریتشده و چندلایه.
در این میان:
آمریکا به دنبال مدیریت فشار و کسب امتیاز است
اسرائیل نقش تشدیدکننده تنش را ایفا میکند
ایران در موقعیت یک بازیگر کلیدی و مقاوم قرار دارد
در نهایت، آینده این بحران بیش از آنکه به یک تصمیم ناگهانی وابسته باشد؛ به عزمی جدی برای تغییرات بزرگ پارادایمی نیازمند است.