لوگو
کد خبر: ۱۷۸

امیررضا واعظی آشتیانی در گفت‌وگو با باریخ‌نیوز:

استراتژی‌ها باید به نحوی ترسیم شوند که حال امروز و آینده جامعه را خوب کند/مشکلات کشور به سوءمدیریت و فقدان استراتژی بر می‌گردد

استراتژی‌ها باید به نحوی ترسیم شوند که حال امروز و آینده جامعه را خوب کند/مشکلات کشور به سوءمدیریت و فقدان استراتژی بر می‌گردد

اینکه ما همه منابع رو داشته باشیم و بخواهیم موفق باشیم به اعتقاد من هنر نیست، بلکه ما زمانی می‌توانیم بگوییم هنر مدیریتی و کارآمدی داریم که از حداقل‌ها، حداکثرها را بسازیم.

به گزارش باریخ نیوز، نگاهی به مواجهه  جامعه با مسائل مختلف نشان می‌دهد که در حوزه‌های مختلف به ویژه حوزه اقتصادی و معیشتی  نارضایتی بسیار است و جامعه این پرسش دارد که چرا هر زمان انتخابی صورت  می گیرد به جای بهبود عملکردها شرایط نسبت به گذشته بغرنج‌تر می‌شود.

امیررضا واعظی ‌آشتیانی، فعال سیاسی اصولگرا معتقد است که بخشی از مشکلات امروز حوزه اقتصادی و سیاسی کشور به سوءمدیریت باز می‌گردد و  بخشی ناشی از این است که استراتژی مدون نداریم. بخشی به تحریم‌هایی بر می‌گردد که ۴۷ ساله است کشور را اذیت می‌کند. لذا این ۳ فاکتور باعث شده تا ناکارآمدی رقم بخورد. در ادامه گفت‌وگوی باریخ نیوز با این فعال سیاسی را از نظر می‌گذرانید:

* شرایط امروز کشور را در حوزه‌های عملکردی چگونه می‌بینید و چرا امروز انتقادات نسبت به حوزه‌های مختلف بسیار است؟

اساساً در حوزه‌های مختلف چه در بعد سیاسی و چه بعد اقتصادی یک فاکتور بسیار مهم است و در هر شاخه‌ای اعتمادسازی نقش اساسی دارد. اعتمادسازی هم  این است که به وعده‌ها و گفته‌ها عمل شود. البته بهتر می‌دانیم که در کشورمان حزب یا احزابی که بخش قابل توجهی از جامعه را به سمت خودشان جلب کنند نداریم. چراکه بخشی از احزاب موسمی  و مقطعی است و به طور فعال حضور جدی به آن معنا که وظیفه کادرسازی و در حقیقت مدیرسازی را داشته باشند، نداریم. لذا این وظیفه دولت ‌نیست که کادرسازی مدیریتی کنند بلکه این وظیفه احزاب است  و در تمام دنیا نیز این احزاب هستند که مدیران آینده را می‌سازند. حال در برخی از کشورها مثل آمریکا دانشگاه‌هایی دارند که کارشان تولید مدیر در حوزه‌های مختلف است. لذا ما محروم از این قضیه هستیم و احزاب نیم‌بندی هم که داریم دارای یک ساختار در حوزه‌های تخصصی مختلف  نیستند.

احزاب ما بیشتر فعالیت سیاسی می‌کنند و فعالیت فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی یا تربیت افراد یا تئوری در این حوزه‌ها را ندارند. برای همین است که وقتی یک گروه سیاسی سوار موج می‌شود و مجلس، شورای شهر یا دولت را می‌گیرد اما به جهت اینکه فاقد یک تئوری  و استراتژی متقن است نمی‌توانند به نتایجی که مدنظر است برسند. دلیل عمده هم این است که فاقد استراتژی و نیروهای کارآمد هستند و ابزارهای لازم را ندارند و آن ابزارهای لازم منجر به این نمی‌شود که کارآمدی ایجاد شود.

نکته بعدی ساختار فرسوده است. ما حتی در  اقتصادمان از اول انقلاب، ریل‌گذاری کارآمد نداشتیم. عده‌ای بودند تحت عنوان اقتصاددان و جامعه‌شناس آمدند و نسخه‌های رنگارنگ هم پیچیدند و نسخه‌ها هم جواب نداده و همان افرادی که نسخه‌نویس بودند خودشان امروز طلبکار هستند. لذا در حوزه اقتصادی هم ریل‌گذاری کارآمدی نداریم. در حوزه سیاسی نیز  همین اتفاق افتاده  و برای همین است  که پراکندگی‌گویی در جامعه سیاسی و اقتصادی فراوان است.

* اساسا چرا دولت‌ها  و کارگزارانشان نمی‌توانند طبق آنچه گفته‌اند عمل کنند و موفقیت کسب کنند؟

شاخصه مهم موفقیت کشور یک بعد سیاسی  و دو موضوع اقتصادی است که به طور نسبی نتوانستیم آنها را محقق کنیم. توجه کنید ظرف یک سال و اندی قیمت دلار به بالاتر از ۱۵۰ هزار تومان رسید. خب چه کسانی منتفع شدند؟ آیا قشر آسیب‌پذیر جامعه یا  قشر متوسط جامعه انتفاعی بردند؟ خیر؛ کسانی که رای می‌دهند وقتی می‌بینند در سبد اقتصادیشان نتیجه لازم به دست نمی‌آید در انتخابات بعدی مایوس می‌شوند و می‌گویند  ما چه کسانی را انتخاب کنیم که کارآمدی داشته باشند. چه کسانی را انتخاب کنیم که استراتژی‌های مهم و کارآمد را به گونه‌ای تصمیم‌گیری کنند که هم  حال امروز ما و  هم حال آینده ما را خوب کند. 

ما شاهد هستیم که گاهاً تصمیماتی گرفته می‌شود که نه تنها حال امروز را خوب نمی‌کنند بلکه آینده را هم بد می‌کنند و این نکته مهمی است. تصمیم‌گیری یکی از شاخصه‌های مهم مدیریتی است که اگر ما بر اساس داده‌ها و بر اساس تحلیل‌های درست کارشناسی بدان نرسیم، منجر به تصمیماتی خواهد شد که آسیب‌پذیر خواهد بود.

*امروز مشکلات کشور را ناشی از چه مسائلی می‌دانید؟

بخشی از مشکلات امروز حوزه اقتصادی و سیاسی کشور به سوءمدیریت باز می‌گردد و  بخشی ناشی از این است که استراتژی مدون نداریم. بخشی به تحریم هایی برمی‌گردد که ۴۷ ساله است کشور را اذیت می کند. لذا  این ۳ فاکتور باعث شده تا ناکارآمدی رقم بخورد. ما در حوزه‌های بسیار حائز اهمیتی موفق بودیم و دلیلش این است که استراتژی داشتیم و افراد کارآمد در جای خود نشستند.  لذا اگر موفقیت‌هایی که در کشور حاصل شدند نادیده بگیریم ظلم به آن کسانی است که زحمت کشیدند اما وقتی در جایی ناموفقیم، مطمئن باشید افراد ناکارآمد در آنجا حضور داشتند. 

اینکه ما همه منابع رو داشته باشیم و بخواهیم موفق باشیم به اعتقاد من هنر نیست، بلکه ما زمانی می‌توانیم بگوییم هنر مدیریتی و کارآمدی داریم که از حداقل‌ها، حداکثرها را بسازیم. گاها شاهد بودیم که برخی اوقات منابع داشتیم ولی مدیریت نداشتیم. لذا ما مقوله‌ای به اسم مدیریت را  فراموش کردیم و این موضوع باید روشن  و تدوین شود.

ارسال نظرات
پربحث ترین