حسامالدین آشنا: بخشی از جامعه که مغفول مانده باید دیده و شنیده شود
تهران- ایرنا- رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در دولت یازدهم و دوازدهم، تلاش برای تداوم شرایط و بقا را به معنای از دست دادن فرصتهای ارتقا و رقابت دانست و گفت: بزرگترین هدف از تمام اتهاماتی که در طول ۴۷ سال گذشته به ایران وارد شده، جایگزینی وضعیت «بقا» به جای «ارتقا» بوده است.
به گزارش باریخ نیوز؛ حسامالدین آشنا با بیان اینکه شهروندان جامعه ما امروز چهار وجه دارند، تاکید کرد: ما چیزی داریم به نام هسته سخت؛ متدینین، حزباللهیها، انقلابیون، جانفداها که تا آخر میایستد. بخشی دیگر از جامعه نیز هستند که از آن طرف یعنی برای سرنگونی تا آخر میایستند. گروه دیگری داریم که هواداران نسبی حاکمیت هستند؛ یعنی تا همه جا نمیایستند، اما تا حدی میایستند، حاضر نیستند هزینه سنگین بدهند، اما حاضرند حمایت کنند. عدهای نیز براندازان نسبی هستند، آنان نیز حاضر نیستند هزینه زیادی بدهند، اما اگر ببینند اوضاع رو به افول است، ممکن است سنگی بیندازند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: اگر شما این چهار وجه یا چهار پاره جامعه را بپذیرید، باید تصمیم بگیرید که آیا میزان جانفداها را گسترش دهید یا کاهش؟ آن بخشی که طرفداران نسبی شما هستند را کاهش دهید یا افزایش؟ اگر پذیرفتید که باید افزایش دهید، اگر گفتید هسته سخت برای من کافی نیست ــ لازم است، اما کافی نیست ــ اگر گفتید من نه فقط هسته سخت، بلکه به پوسته سخت نیز نیاز دارم، چرا فقط به دنبال هسته سخت هستید؟ در این صورت ناگزیر هستید ۲ کار را انجام دهید؛ نخست، بخشی از جامعه که دیده نشده و صدایش شنیده نشده، شنیده شود و دوم، بتوانید خود را به آن بخشی از جامعه که شما را ندیده و نمیبیند، نشان دهید. جامعهای که با تلویزیون شما قهر کرده، اصلاً شما را نمیبیند. کسی که در بله و ایتا نیست، شما را نمیبیند. و شما که حاضر نیستید به توییتر بروید، حاضر نیستید به اینستاگرام بروید، حاضر نیستید به تلگرام بروید، شما آن بخش از جامعه را نمیبینید.
آشنا مقابله با بحران معیشت را در شرایط بحرانی جنگ بسیار مهم ارزیابی کرد و افزود: نمیتوانید از جامعه بخواهید که بایستد، اما حداقلها را نداشته باشد. بنابراین مسئله ما توزیع هدفمند یارانههای غیرنقدی به جای پرداخت نقدی تورمزا است؛ یعنی همان کاری که ما به عنوان کالابرگ انجام میدهیم که متاسفانه امروز ۶۰ درصد ارزش آن از بین رفته است.
وی اولویت دادن به خانوادههای دارای آسیبهای جنگی را مسئلهای بسیار جدی دانست و این پرسش را مطرح کرد که اگر من مخالف نظام بودم و اکنون خانهمان ترکش خورده باشد، پس از آنکه خانهمان ترکش خورد، با دیدن خدمات دولت، طرفدار نظام میشوم یا دشمنتر میشوم؟
هدف ۴۷ ساله دشمن؛ جایگزینی وضعیت «بقا به جای ارتقا»
حسامالدین آشنا در ادامه مباحث خود به بخشی از صحبتهای محمد عبدالله خانی (دیگر سخنران این نشست) اشاره کرد و گفت: تأکید میورزم که شعارِ «بقا به جای ارتقا» به هیچ عنوان شایسته و مطلوب نیست. این وضعیت، بسیار خطرناک است که ما موضوع اصلی خود را «بقا» قرار دهیم. تلاش برای تداوم شرایط و بقا، به معنای از دست دادن فرصتهای ارتقا و رقابت است. شاید بتوان گفت که بزرگترین هدف از تمام اتهاماتی که در طول ۴۷ سال گذشته به ایران وارد شده است – اعم از پرونده هستهای، حقوق بشر، تروریسم، و مسائل منطقهای – همین بوده است که ما را در وضعیتِ تضعیفشده نگه دارند و نتیجه آن، تبدیل شدنِ موضع اصلی ما به «بقا» باشد؛ چه در سطح ملی و چه در سطح فردی.
وی با اشاره به مساله نسبی بودن پیروزی و شکست در جنگ، اظهار داشت: باید میان «اهداف اِعمالشده» و «اهداف اِعلامشده» تفکیک قائل شویم. این تصور که طرف مقابل در جنگ شکست خورده، صرفاً به این دلیل که به نتایجِ اعلامشده خود نرسیده است، میتواند گمراهکننده باشد. ممکن است طرف مقابل، اهدافِ اِعمالشدهای داشته باشد که در دستیابی به آنها، حتی بدونِ سروصدا، بسیار موفق عمل کرده باشد. به عنوان مثال، ممکن است کشوری جنگی را با هدفِ تغییر مرزها آغاز کند؛ در طول تاریخ، جنگهای متعددی منجر به تغییر مرزها شدهاند. یا ممکن است هدف، تغییرِ نظامِ حاکم باشد؛ در این صورت، حتی بدونِ تغییرِ مرزها، نظامِ کشورِ مقابل دگرگون میشود. همچنین، ممکن است هدف، تغییرِ جایگاهِ آن کشور در منطقه باشد؛ یعنی کشوری که از جایگاهِ قدرتِ منطقهای برخوردار بوده، به یک کشورِ شکستخورده تبدیل شود. این مفاهیم، تفاوتهای چشمگیری با یکدیگر دارند. ژاپن در جنگ جهانی دوم شکست خورد؛ آیا مرزهای جغرافیاییِ خود را از دست داد؟ خیر. آیا رژیمِ آن تغییر کرد؟ خیر، رژیمِ پادشاهیِ آن باقی ماند. اما چه چیزی را از دست داد؟ جایگاهِ منطقهای و جهانیِ خود را.
این استاد دانشگاه به «تغییر رفتار» به عنوان عنصر چهارم اشاره کرد و ادامه داد: ممکن است یک دولت اعلام کند که هدفش از جنگ، تغییرِ رفتارِ طرف مقابل است، اما در واقعیت، به دنبالِ تغییرِ مرزها باشد؛ یا برعکس، اعلام کند که هدفش تغییرِ مرزهاست، ولی در عمل، تنها به تغییرِ رفتارِ طرف مقابل اکتفا کند. ما از نیاتِ پشتِ این اظهارات آگاه نیستیم. به همین دلیل، نمیتوان به راحتی افراد یا دولتها را مورد قضاوت قرار داد؛ مثلاً نمیتوان به سادگی «ترامپ» را احمق دانست یا تصور کرد که او صرفاً از روی خوابآلودگی یا بیفکری در نیمهشب توییتی زده است، باید لایههای پنهانِ این اقدامات را در نظر داشت.