هوش مصنوعی به «هنر» پایان خواهد داد؟
متخصصان بر این باورند که هوش مصنوعی هنر را نابود نکرده و فقط مدلهای آموزشی قدیمی را کنار گذاشته است.
به گزارش باریخنیوز، رسانههای چینی از تغییر آرام اما چشمگیر در رشتههای دانشگاهی خبر دادهاند، دانشگاههایی مانند «جیلین» و «شرق چین»، پذیرش در برخی رشتههای هنرهای زیبا مانند نقاشی و مجسمهسازی را متوقف کردهاند، در حالی که رشتههای مهندسی، بهویژه حوزههایی مانند رایانش، هوش مصنوعی (AI) و مدارهای مجتمع به سرعت در حال رشد هستند.
این تغییر جهت، کاهش پذیرش در رشتههای هنری و گسترش رشتههای فنی، بازتابی از دگرگونیهای کنونی است، اما همزمان بحثهایی را نیز برانگیخته است که مبادا تمرکز بیش از حد بر مهندسی، به معنای «مرگ هنر به دست هوش مصنوعی» باشد.
در ظاهر، این تحولات نوعی تخصیص مجدد منابع در پاسخ به سیاستهای کلان و نیاز بازار محسوب میشوند، اما در لایههای عمیقتر، نشانه تقابل میان نگاه کاربردگرایانه و حفظ علوم انسانی، نبردی میان پیشرفت فناورانه و هویت ذاتی رشتههای دانشگاهی است. در کنار این، باید تاثیر مهم دگرگونیهای جمعیتی را نیز در نظر گرفت. برای درک درست این پدیده نمیتوان دیدگاه صفر و یک داشت بلکه باید آن را در چارچوب تغییرات تاریخی و روندهای جمعیتشناختی بررسی کرد.
پیش از هر چیز، تغییر در برنامههای دانشگاهی، بهویژه در چین، تصمیمی تصادفی نیست بلکه نتیجه همزمان سیاستگذاری دولت، نیاز بازار کار و تحولات جمعیتی است. از زمان اجرای طرح «آموزش مهندسی نو»، سیاستهای آموزش عالی چین دانشگاهها را به سمت حوزههای راهبردی مانند هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته سوق داده است تا کمبود نیروهای متخصص در این عرصهها جبران شود.
آمار نشان میدهد، چین در حال حاضر با کمبود بیش از ۸۰۰ هزار متخصص در حوزه مدارهای مجتمع و یادگیری عمیق روبهرو است. حتی با پیشنهاد حقوقهای سالانه ۸۰۰ هزار یوان، نیروی واجد شرایط بهسختی یافت میشود. همزمان، تقاضا برای استعدادهای ممتاز در زمینههایی مانند مدلهای بزرگ هوش مصنوعی و خودروهای خودران، نسبت به سال گذشته ۶۰ درصد افزایش یافته است.
در مقابل، وضعیت اشتغال در برخی رشتههای هنری چندان خوشایند نیست. براساس نتایج گزارش اشتغال موسسه تحقیقاتی MyCOS، نرخ اشتغال ۶ ماهه فارغالتحصیلان رشتههای هنر در سال ۲۰۲۴ فقط ۸۰.۱ درصد بوده یعنی ۱۶ درصد کمتر از فارغالتحصیلان مهندسی و میانگین حقوق ماهانه آنان ۴۵۴۷ یوان، کمتر از میانگین ملی دارندگان مدرک کارشناسی است.
هوش مصنوعی و رشتههای هنری
رشتههای هنری که پذیرش آنها متوقف شده، معمولا مشکلات مشابهی دارند، برخی بدون برنامهریزی دقیق و صرفا در دورههای رونق آموزشی ایجاد شدهاند و هویت علمی مشخصی پیدا نکردهاند؛ برخی دیگر هنوز از مدلهای تدریس سنتی پیروی میکنند و با تحولات صنعت همگام نشدهاند. از سوی دیگر، پیشرفت هوش مصنوعی بسیاری از کارهای طراحی و تولید سطح پایین را جایگزین کرده است.
چنگ شوئهسونگ، معاون دانشکده طراحی دانشگاه شانگهای اظهار کرد: بسیاری از برنامههای آموزشی بر مهارتهای نرمافزاری و طراحی دستی تکیه دارند، دقیقا همان مهارتهایی که اکنون هوش مصنوعی با سرعت و دقت بالا انجام میدهد؛ نتیجه آنکه فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیاز واقعی بازار روزبهروز بیشتر میشود.
افزون بر این، کاهش جمعیت نیز بر نظام آموزشی از مهدکودکها تا مدارس و دانشگاهها تاثیر زنجیرهای گذاشته است. با کاهش تعداد دانشجویان و افزایش رقابت در بازار کار، کوچکسازی برخی رشتهها اجتنابناپذیر است. این تغییر نه صرفا جابهجایی عادی در رشتهها، بلکه پیامدی ناگزیر از فشارهای جمعیتی در آموزش عالی و در این میان، هوش مصنوعی تنها شتابدهنده روند نه علت اصلی آن است.
از منظر توسعه علمی، وزارت آموزش چین در حال ایجاد رشتههای میانرشتهای جدیدی در هنر مانند «هنرهای تصویری هوشمند» و «هنر فضای مجازی» است. این اقدام، همراه با گسترش برنامهها در دانشکدههای هنری پیشرو، نشان میدهد که هدف، کنار گذاشتن هنر نیست، بلکه تغییر و روزآمدسازی آن متناسب با شرایط جدید است. در نتیجه، آنچه در حال رخ دادن است، مرگ هنر به دست هوش مصنوعی نیست بلکه پایان دوران آموزشهای فرسوده و آغاز مرحلهای تازه برای هنر در عصر فناوری است.
فناوری، بازسازی هنر
روند «ایجاد اختلال تکنولوژیک – نوسازی هنری – همزیستی مسالمتآمیز»، پدیدهای تازه نیست و در طول تاریخ بارها تکرار شده است. فشار ترکیبی تغییرات جمعیتی و پیشرفتهای فناورانه، در واقع آزمونی برای مدلهای رایج توسعه هنری است.
ادعای «هوش مصنوعی هنر را میکشد» در واقع ابزار را با جوهر هنر اشتباه میگیرد. هوش مصنوعی ممکن است وظایفی مانند طراحی پوستر یا تصویرسازی پایه را بر عهده بگیرد، اما قادر به ورود به قلمرو قضاوت زیباییشناختی، بیان احساسی یا عمق فکری نیست؛ اینها همان ابعادی هستند که فراتر از دسترس الگوریتمها قرار دارند و پایههای اصلی هنر را تشکیل میدهند. در عصر هوش مصنوعی، حساسیت زیباییشناختی و تفکر انتقادی به مطمئنترین داراییهای هنرمندان تبدیل شدهاند. حیاتی بودن هنر در توانایی آن برای انطباق با تغییرات، بدون آنکه تسلیم آن شود، نهفته است.
سایت اوراسیا گزارش کرد، سازگاری اخیر در برنامههای دانشگاهی چین که منجر به کاهش پذیرش برخی رشتههای هنری و گسترش رشتههای مهندسی شده است، بحثهایی را در مورد تاثیر هوش مصنوعی بر هنر برانگیخته است. در واقع، این تغییرات بازتاب فشارهای ترکیبی نوآوری فناورانه و تحولات جمعیتی است. اختلالات در هنر، موضوعات جدیدی نیستند. در طول تاریخ، فناوری شیوههای سنتی را به چالش کشیده، اما بهندرت ارزشهای اصلی هنر را تضعیف کرده و اغلب بهعنوان کاتالیزوری برای خلاقیت عمل کرده است.
در عین حال، کاهش تعداد دانشجویان، دانشگاهها را به بازنگری و بهینهسازی ساختار برنامههای خود تشویق کرده است. هرچند چنین تنظیماتی خطراتی را به همراه دارد، راهحل در ایجاد مدلی نهفته است که در آن فناوری و علوم انسانی همزیستی داشته باشند و تخصص و تنوع به جای رقابت، از یکدیگر حمایت کنند. دانشگاهها میتوانند با فراتر رفتن از معیارهای صرفا کاربردی موفقیت، اطمینان حاصل کنند که هنر در میان جریانهای متغیر جامعه معاصر به شکوفایی خود ادامه میدهد.